فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٩ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
گفتار برخى از مفسران در تأييد ديدگاه ما: گروهى از مفسران الفاظ آيه را همان گونه كه ما بيان كرديم، تفسير كردهاند، اما وقتى به بيان حكم روزه نگرفتن در سفر رسيدهاند كه آيا واجب است يا جايز، فتواى پيشوايشان، مانع آنان از اظهار حقيقت شد. طبرى مىگويد:
كسانى كه بيمارند و روزه گرفتن براى ايشان دشوار است و يا سالم هستند اما در سفر به سر مىبرند، روزهاى ديگرى را روزه بگيرند. او بايد روزهايى را كه در ايام بيمارى يا سفر، افطار كرده است، در روزهاى ديگرى روزه بگيرد؛ يعنى روزهاى ديگرى غير از روزهايى كه بيمار يا مسافر بوده است. (١٢)
ظاهر اين كلام طبرى كه: «بر او واجب است كه روزهاى ديگرى را روزه بگيرد»، اين است كه بر آنها لازم است به تعداد ايامى كه روزه نگرفته، روزهاى ديگرى را روزه بگيرد. با توجه به اينكه قضاى اين روزها واجب است، چگونه ممكن است بين روزه نگرفتن و روزه گرفتن مخير باشد؟!
ابن كثير گفته است:
آيه {فمن كان منكم مريضاً أو على سفر فعدّةٌ من أيّامٍ اُخر } ؛يعنى بيمار و مسافر نبايستى در حال بيمارى و سفر، روزه بگيرند؛ زيرا روزه گرفتن در اين حالت مشقت دارد، بلكه بايد افطار كنند و بعد از آن، در روزهاى ديگرى روزه آن روزها را قضا كنند. (١٣)
در عين حال همين مفسر در صفحه بعد مىگويد:
خداوند در آيه {فمن شهد منكم الشهر فَليصُمه } روزه ماه رمضان را براى كسى كه در حضر است و از سلامتى برخورداراست، واجب كرده و بيمار و مسافر را در اين زمينه آزاد گذاشته است. (١٤)
(١٢) تفسير طبرى، ج٢، ص٧٧.
(١٣) تفسير القرآن العظيم، ج١، ص٣٧٦.
(١٤) همان، ص٣٧٨ .