فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٦ - بيعت (١) آیة الله محمد مؤمن قمى
كرده بودند كه تا چشمى در آنجا پلك مىزند اجازه ندهند وارد مكه شوى؛ زيرا مكّه حرم آنهاست. آيا مىخواهى اهل و قومت را به نابودى بكشى؟ رسول خدا(ص) فرمود: من براى جنگ نيامدهام و فقط آمدهام تا اعمال و مناسكم را انجام دهم و قربانى خود را نحر كنم وگوشت آن را براى شما باقى گذارم. عروه گفت: به خدا قسم تا به امروز كسى را نديدم كه مانند تو قصد كرده باشد. سپس به سوى قريش بازگشت و به آنان خبر داد. قريش گفتند: به خدا قسم اگرمحمد به مكه داخل شود و عرب حرفهاى او را گوش دهد، ما ذليل خواهيم شد و عرب برما جرأت و جسارت خواهند يافت. بنابراين حفص بن أحنف و سهيل بن عمرو را به سوى پيامبر فرستادند و چون رسول خدا(ص) به آنها نگاه كردند، فرمودند: واى بر قريش جنگ آنها را فرسوده كرده است، چرا من را با عرب تنها نمىگذارند، اگر صادق باشم، پادشاهى را با نبوّت به ايشان خواهم رساند و اگركاذب باشم، دزدها و راهزنان عرب را از ايشان كفايت خواهم كرد. امروز هيچ كس از قريش، چيزى را كه در آن خشم خدا نباشد از من نمىخواهد، جز اينكه او را اجابت كرده باشم.
آن دو نزد رسول خدا(ص) آمدند و گفتند: اى محمد(ص) امسال باز گرد تا ببينيم كه در آينده امر تو و عرب چگونه خواهد شد؛ زيرا عرب آمدن تو را به اينجا شنيد، پس اگر به شهر و حرم ما داخل شوى، عرب ما را ذليل خواهد كرد و بر ما جرأت پيدا مىكند. اگر چنين كنى در سال بعد در همين ماه خانه را براى تو به مدت سه روز خالى خواهيم كرد تا اعمالت را انجام دهى و بازگردى. رسول خدا(ص) نيز قبول كرد. آنها گفتند: هركسى از مردان ما را كه به سوى تو آمده است ، بازگردان و ما هم افرادى را كه از شما پيش ما آمدهاند باز خواهيم گرداند. رسول خدا(ص) فرمودند: ما به مردانى كه پيش شما آمدهاند احتياجى نداريم، ولى نبايد مسلمين مكّه به سبب اظهار اسلام مورد اذيت و بدرفتارى قرار گيرند و در مورد اعمال دينى و عبادى آنها سختگيرى شود، آنها اين شرايط را قبول كردند.
سهيل بن عمرو و حفص ابن احنف به سوى قريش بازگشتند و ايشان را از صلح با