فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٨ - بيعت (١) آیة الله محمد مؤمن قمى
جا اقامت گزينند و هيچ سلاحى به غير از سلاح مسافر همراه نداشته باشند و شمشيرها در غلاف باشند».
حضرت على(ع) نوشتند و مهاجرين و انصار بر آن نوشته گواهى دادند... هنگامى كه صلح نامه نوشته شد بنى خزاعه ايستادند و گفتند: ما در عقد و پيمان با محمد(ص) رسول خدا هستيم و بنىبكر ايستادند و گفتند: ما در عهد و پيمان با قريش هستيم. عهد نامه را در دو نسخه نوشتند، نسخهاى نزد رسول خدا(ص) و نسخهاى نزد سهيل بن عمرو بود. سهيل بن عمرو و حفص بن احنف به سوى قريش بازگشتند و آنها را باخبر كردند.
حضرت رسول(ص) به اصحابشان فرمودند: قربانى هايتان را نحر كنيد و سرهايتان را بتراشيد... سپس رسول خدا(ص) به مدينه بازگشتند و به طرف «تنعيم» رفتند و زير درخت فرود آمدند... و آيه رضوان نازل شد. (١٧)
اين صحيحه، داستان اين سفر مبارك را ذكر و متن صلح نامه را به تفصيل بيان كرده، اما در باره ماجراى بيعت چيزى نگفت با اينكه بيعت در همين سفر اتفاق افتاد. ولى در حديث ديگرى كه ثقة الاسلام كلينى در كافى ذكر كرده است و در كلمات مفسّرين نيز آمده، داستان بيعت ذكر شده است. ما ابتدا صحيحه كافى را كه در آن بيعت ذكر شده است ، آورده، سپس بعضى توضيحات ديگر را نيز به دنبال آن بيان مىكنيم:
در حديث ـ بعد از بيان اينكه مشركين سرانجام، سهيل بن عمرو و حويطب بن عبدالغرى را به سوى پيامبر فرستادند ـ چنين آمده است:
فقالا: إنّ قومك يناشدونك اللّه و الرحم أن تدخل عليهم بلادهم بغير إذنهم و تقطع أرحامهم و تجرّى عليهم عدوّهم. قال: فأبى عليهما رسول اللّه إلاّ أن يدخلها.
وكان رسول اللّه(ص) أراد أن يبعث عمر، فقال: يا رسول اللّه إنّ عشيرتي قليلة و
(١٧) تفسير القمّي، ج٢، ص٣٠٩ ـ ٣١٢ تفسير برهان به نقل از تفسير القمي، ج٤، ص١٩١ ـ ١٩٣، ح١. اوّل تفسير سوره فتح.