فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٦ - فلسفه مجازات در اسلام(١) ابوالقاسم مقيمى حاجى
رساندن اوبه سعادت دخالت كامل دارد، حتّى كسانى كه نور ايمان و سعادت ندارند و آنها را با جهاد و امثال آن به قتل مىرسانند- مثل يهود بنى قريظه - براى خود آنها نيز اين قتل، صلاح و اصلاح بود و مىتوان گفت از رحمت كامله نبىّ ختمى، قتل آنهاست؛ زيرا كه با بودن آنها در اين عالم در هر روزى براى خود عذابهاى گوناگون تهيّه مىكردند كه تمام حيات اين جا به يك روز عذاب و سختىهاى آن جا مقابله نكند». ايشان در ادامه، خاطر نشان مىكند «شمشيرى كه به گردن يهود بنى قريظه و امثال آنها زده مىشد به افق رحمت نزديكتر بوده و هست تا به افق غضب و سخط و باب امر به معروف و نهى از منكر نيز از وجهه رحمت رحيميّه است». (٣٧)
همچنين در جاى ديگرى مىگويد:
«تشريع شرايع- چون هدايت طرق سعادت و كمال است - عين رفق است، چنانچه تأديب طاغيان و جعل حدود و تعزيرات، كمال رفق و صلاح است، چه كه ترك آن، خرق و فساد است، حتّى براى مرتكب آن» . (٣٨)
كفاره گناه و تهذيب مجرم
از اعتقادات دينى ما اين است كه هر عملى براى خود، آثارى در دنيا و آخرت و در روح و روان فرد ايجاد مىكند و ما همواره در گروّ اعمال خود هستيم. از اين جا زاويهاى ديگر از فلسفه مجازات روشن مىشود كه مجازات سبب تهذيب مجرم در دنيا و آخرت و پاك كردن او از آثار شوم گناه است . در نتيجه گرچه تحمل مجازات سخت است، اما در راستاى نفع و سلامت معنوى مجرم مىباشد . كسى كه در دنيا مجازات گردد و سختى زود گذر دنيوى را تحمل كند، ديگر در آخرت -كه عذاب آن به مراتب سخت تر و شديدتر است - نجات پيدا مىكند، مگر اين كه از كرده خود توبه نكرده باشد . در حديث مرفوعه عبد الرحمن بن حماد آمده است :
صعد أمير المؤمنين(ع) بالكوفة المنبر فحمد اللّه وأثنى عليه، ثم قال : أيها الناس
(٣٧)آداب الصلاة(ترجمه سر الصلاة)،ص٢٣٦- ٢٣٧ .
(٣٨)شرح حديث جنود عقل وجهل،ص ٣٢٠ .