فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٠ - فلسفه مجازات در اسلام(١) ابوالقاسم مقيمى حاجى
به طور كامل آزاد گذاشت تا به حقوق ديگران تجاوز كند و در برابر كارهاى زشت او بى تفاوت بود و آيا اين، تكريم انسان است؟ به يقين هيچ خردمندى چنين برداشتى را از محبت و انسان دوستى نمىپذيرد و هر ترحمى را فضيلت نمىشمارد؛ چون به كار بردن رأفت و رحمت در اين موارد ظلم بر خود مجرم و بر ديگران است ؛ زيرا ترحم بر متخلف و قانون شكن كه بر جان و مال و عرض مردم تجاوز مىكند، ستمكارى بر افراد صالح است و اگر بخواهيم به طور مطلق و بدون هيچ ملاحظه و قيد و شرطى، رحمت را به كار ببنديم، باعث اختلال نظام مىشود. انسانيت در پرتگاه هلاكت قرار گرفته و فضائل انسانى تباه مىشود. لذا ترحم و عطوفت بر مجرم، مستلزم قساوتهاى ديگر است. (٢٩) از اين روى خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
{الزانية و الزّانى فاجلدوا كلّ واحد منهما مأة جلدةً ولا تأخذكم بهما رأفة في دين اللّه إنْ كنتم تؤمنون باللّه واليومِ الآخر وليشَهد عذابهما طائفةٌ من المؤمنين } ؛ (٣٠)
هريك از زن و مرد زنا كار را، صد تازيانه بزنيد. هرگز در دين خدا ترحم روا مداريد، اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد و بايد گروهى از مؤمنان مجازات آنها را ببينند.
«لاتأخذكم بهما رأفة» يعنى آنجا كه پاى مصالح اسلامى در ميان است، به مصلحت مردم است كه آن حد اجرا شود. اين جا جاى دلسوزى و ترحم نيست. اين رأفت، قساوت نسبت به اجتماع است و در اجراى اين حدّ الهى گرفتار عاطفه و احساس بى مورد نشويد. اين گونه مهرورزىها، جز فساد و آلودگى اجتماع، چيزى را در پى نخواهد داشت. همچنين دستور مىدهد تا گروهى از مؤمنان در صحنه كيفر و مجازات حاضر شوند؛ چرا كه هدف، تنها اين نيست كه بزهكار عبرت گيرد، بلكه عبرت ديگران نيز، هدف است . (٣١)
در نتيجه مقصود از محبت، محبت عقلانى و منطقى و با ملاحظه مصلحت آينده
(٢٩)ترجمه تفسير الميزان، ج ١، ص٦٦٤. مطهرى، مرتضى،فلسفه اخلاق، ص٥١.
(٣٠) نور، آيه ٢.
(٣١)فلسفه اخلاق، ص٥٠.