فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٤ - حدود جزع در عزادارى اهل بيت(ع) محمد تقى اكبرنژاد
است نيز همين روايت را در كتاب خود آورده است.
گذشته از همه اين ها اين روايت حتى اگر به تنهايى به حد حجّيت نرسد، با انضمام عمومات باب حرمت لطم و روايات خاصى كه اين اعمال را حتى در مورد ايشان حرام دانسته اند و بالاتر از همه سيره عملى اهل بيت(ع) و مطابقت اين روايت با آن، حجّت خواهد بود. بنابراين صرف عدم توجه علماى گذشته به اين روايت و عدم نقل آن در كتب فقهى دليل بر عدم اعتبار آن نمى شود.
روايت سوم:
عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع) أَنَّهُ أَوْصَى عِنْدَ مَا احْتُضِرَ، فَقَالَ: لا يُلْطَمَنَّ عَلَيَّ خَدٌّ وَ لا يُشَقَّنَّ عَلَيَّ جَيْبٌ فَمَا مِن امْرَأَةٍ تَشُقُّ جَيْبَهَا إِلَّا صُدِعَ لَهَا فِي جَهَنَّمَ صَدْعٌ، كُلَّمَا زَادَتْ زِيدَت؛ (٢١)
امام صادق (ع) در حال احتضار فرمود: زنان حرم براى من بر صورت خود لطم نكرده و گريبان چاك نزنند. هيچ زنى گريبان چاك نمى زند إلاّ اين كه در آتش انداخته مىشود، هر چه اين كارش بيشتر باشد، فرو رفتنش در آتش نيز بيشتر مىشود.
اين روايت اگر چه مرسل است و از دعائم نقل شده است، ولى به همان دليل كه روايات قبلىتقويت مى شد، اين روايت نيز تقويت مىشود. مورد روايت عزادارى براى امام صادق (ع) آن هم در لحظات بعد از وفات ايشان است؛ بنابراين صريح در مقصود مىباشد.
نتيجه گيرى
خلاصه سخن اين كه نه تنها رواياتى كه ناقدان محترم به آن ها استناد كرده بودند تا استحباب لطم و امثال آن را ثابت كنند، دلالت بر استحباب اين اعمال نمىكند. بلكه دلالت بر
(٢١) دعائمالإسلام،ج١،ص٢٢٦، ذكر التعازي و الصبر و ما رخص فيه من... ؛ بحارالأنوار،ج٧٩ ،ص١٠١/باب ١٦- التعزية و المأتم و آدابهما؛ مستدرك الوسائل،ج٢، ص٤٥٦، باب٧٢، باب كراهة الصياح على الميت و شقّ الثوب على...، ح٢٤٥٥.