فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٣
نقد استدلال بر روايات دالّ بر جواز
نويسنده در بخش روايات دالّ بر جواز، به بخشى از روايت امام صادق(ع) كه در تهذيب شيخ طوسى آمده، بدون ذكر سند و مأخذ اشاره مىكند كه مىفرمايد:
«... وَ قَد شَقَقنَ الجُيُوبَ وَ لَطَمنَ الخُدُودَ الفَاطِمِيَّاتُ عَلَى الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ(ع) وَ عَلَى مِثلِهِ تُلطَمُ الخُدُودُ وَ تُشَقُّ الجُيُوبُ » (٦٨).
ايشان روايت را از چند جهت مخدوش مىداند و مىگويد:
«اوّلاً اين مطلب تنها در خلال يك روايت آمده و نمىتواند در برابر روايات فراوانى كه ذكر شد و بر تحريم دلالت دارد مقاومت كند.»
پاسخ:
اوّلاً: آمدن مطلبى در خلال يك روايت، سبب ضعف آن نمىشود.
ثانياً: روايات ديگرى نيز بر حسن جزع و لطم در مصيبت سيد الشهداء(ع) وارد شده كه پيشتر نقل كرديم، لذا تنها يك روايت نيست.
ثالثاً: ايشان در ابتداى مقاله، مدعى بودند هيچ گونه روايتى كه در آن، غير گريه بر امام حسين (ع) آمده باشد، نداريم. در حالى كه همين روايت و روايات ديگر بر خلاف آن مدعى دلالت دارد.
نويسنده، دلالت اين روايت را بر جواز لطمه زدن بر سر و صورت پذيرفته، ولى آن را به گونه اى عجيب توجيه مىكند و مىگويد:
«ثانياً: مقصود امام آن است كه در وضعيت آشفته كربلا طبيعى بود كه زنها پيراهن پاره كنند و بر صورت خود لطمه بزنند. دليل اين تفسير اين است كه هيچ يك از زنان حرم بعد از واقعه عاشورا و يا در سالگرد آن، لباس پاره نكردند و به سر و صورت خود نزدند.»
و حال آن كه خود روايت خلاف آن را بيان مىكند و مىفرمايد: «بر مانند حسين(ع)،
(٦٨)تهذيب الأحكام، ج ٨ ، ص ٣٢٥، ح٢٣؛ وسائل الشيعة ، ج ٢٢ ، ص ٤٠٢ ، ح ٢٨٨٩٤ ؛ بحارالأنوار ، ج ١٣ ، ص ٣٦٤ ح٥، عوالي اللآلي ، ج ٣، ص٤٠٩، ح١٥ .