فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٠
پيامبر صلى اللّه عليه و آله است، مىفرمايد:
«انَّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال: لفاطمه سلام اللّه عليها إذا أنا مِتُّ فلاتخمشي عليَّ وجهاً و لاتنشري عليَّ شعراً و لاتنادي بالويل و لاتقيمى علىَّ نائحةً،قا: ثمّ قال: هذا المعروف الذي قال اللّه عزّوجلّ. (٦٦)
«پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله به حضرت فاطمه سلام اللّه عليها فرمود: هرگاه من از دنيا رفتم بر من صورت خراش مكن، موهايت را پريشان منما، صدايت را به واويلا بلند مكن و بر من نوحه نكن.»
چند نكته در اين روايت قابل توجه است:
١. علاوه بر ضعف سند، مشتمل بر نهى از نوحه گرى است در حالى كه نوحه گرىِ خالى از مطالب باطل، بدون اشكال است. در چندين روايت پيش گفته، جواز، بلكه توصيه به آن آمده است. از اين رو اطلاق اين روايت درباره نوحه گرى مورد عمل فقها نبوده و برخى همچون صاحب حدائق آن را حمل بر تقيه كردهاند. بنابر آنچه محقق در معتبر آورده قول به تحريم نوحه گرى از بسيارى از اهل سنت نقل شده است كه احتمال تقيه را بالا مىبرد. (٦٧)
٢. جزع بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىتواند دو گونه باشد. جزع به عنوان بى تابى و عدم رضايت به قضاى الهى كه از هر كسى صورت پذيرد، حرام است و جزع به عنوانى الهى و جنبهاى دينى كه جزع بر آن حضرت، در حقيقت جزع بر خاموش شدن چراغ نبوّت و نور توحيد خداوند در عالم است. البته چنين جزعى منافات با رضايت به قضاى الهى ندارد، بلكه ممدوح و عبادت است. به همين جهت در نهج البلاغه از امير المؤمنين(ع) آمده است كه ايشان بر مزار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند:
«و انَّ الجزعَ لقبيحٌ إلاّ عليك؛
همانا جزع جز براى توى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله زشت است».
(٦٦)كافى ، ج ٥، ص ٥٢٧.
(٦٧)الحدائق الناضرة ، ج ٤ ، ص ١٦٥ ـ ١٦٩ .