فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٣ - تنجيم و ستارهشناسى آیة الله سيد محسن خرازى
سيد مرتضى مىگويد: چگونه ممكن است بطلان احكام نجومى بر فرد مسلمان مشتبه شود در حالى كه مسلمانان در گذشته و حال اجماع بر تكذيب منجمين و فساد مذهب و باطل بودن احكامشان داشتهاند؟ آنچه از دين پيامبر(ص) به دست مىآيد ضرورت تكذيب ادعاى منجمين و تحقير آنان و عاجز نمودنشان در بحث است. رواياتى كه از پيامبر اكرم(ص) و نيز از علماى اهل بيت او و برگزيدگان اصحابش در اين باره نقل شده، بى شمار است. ايشان پيوسته از مذهب منجمان بيزارى جسته و آن را گمراهى و محال مىشمردند. چگونه ممكن است كسى كه خود را منتسب به امت اسلامى دانسته و روبه قبله نماز مىگزارد بر خلاف آنچه در دين اسلام بدين پايه از شهرت رسيده، اصرار ورزد؟
علامه حلى در منتهى ـ بعد از فتوى به تحريم تنجيم و يادگيرى آن با اين اعتقاد كه ستارگان در نفع و ضرر انسان مؤثر مستقل بوده يا مدخليتى در تأثير دارند ـ مىگويد: «هركس معتقد باشد كه حركات نفسانى و حركات طبيعى به حركات افلاك و اوضاع ويژه ستارگان وابسته مىباشد، كافر خواهد بود».
شهيد اوّل در كتاب قواعد مىگويد:
«هركس اعتقاد داشته باشد كه ستارگان مدبر و خالق عالم مىباشند، بدون شك كافر است».
محقق كركى در جامع المقاصد آورده است:
«تنجيم در صورت اعتقاد به اين كه ستارگان در موجودات زمينى تأثير مىگذارند يا دخالت در تأثير دارند، حرام است. همچنين يادگيرى نجوم بدين صورت كه گفته شد، حرام است. بلكه اين گونه اعتقاد به خودى خود كفر است».
شيخ بهايى گفته است:
آنچه كه منجمين مىپندارند، يعنى ارتباط برخى از حوادث زمينى با اجرام آسمانى اگر بدين صورت باشد كه آنها را علت موثر در اين حوادث بدانند، چه