فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٩ - تنجيم و ستارهشناسى آیة الله سيد محسن خرازى
مىپندارد تدبيرى كه در اين عالم وجود دارد، تدبير ستارگان هفت گانه مىباشد؟ حضرت پاسخ داد: «اينان نيازمند دليلى هستند تا بدان اثبات كنند كه اين عالم اكبر و عالم اصغر به تدبير ستارگانى اداره مىشود كه خود در فلك حركت كرده و در مدار آن مىچرخند و هيچ گاه از چرخش خسته نشده و باز نمىايستند.
سپس حضرت فرمود: «و أنّ لكلّ نجم منها موكّل مدبّر، فهي بمنزلة العبيد المأمورين المنهيين؛ فلو كانت قديمة أزليّة لم تتغيّر من حال إلى حال؛ بر هريك از اين ستارگان موكلّى است كه تدبير آن را برعهده دارد و همچون فرمانبرانى امر و نهى مىشوند. همانا اگر ستارگان قديم و ازلى بودند حالت آنها تغيير نمىكرد.» (٤٠)
ظاهراً معناى سخن امام كه فرموده است: «ايشان مانند بندگانى فرمانبر بوده كه امر و نهى مىپذيرند» اين است كه ستارگان در حركات خود فرمانبرند، نه اين كه خودشان مأمور تدبير جهان باشند.
سپس شيخ انصارى مىافزايد:
خلاصه سخن اين كه: كافر بودن شخصى كه معتقد به وجود ارتباط بين پديدهها و افلاك براين وجه باشد از اخبار به دست نمىآيد، همچنين مخالفت اين ا عتقاد با ضروريات دين نيز ثابت نشده است؛ چرا كه مراد از ربط، عليت تامه نيست. (٤١)
فرق وجه دوم و سوم روشن است؛ زيرا در وجه سوم رابطهاى كه بين حوادث زمينى و اجرام آسمانى فرض شد، در وجه دوم وجود ندارد. اعتقاد به ارتباط مذكور در وجه سوم موجب كفر نيست، فقط دليلى بر اثبات ارتباط مذكور وجود ندارد. همچنين خبردادن از اين ارتباط اگر مستند به محاسبات باشد ـ چه قطعى و چه ظنى ـ مانعى ندارد. البته اين گونه
(٤٠) الاحتجاج، ص٢، ص٩٤.
(٤١) المكاسب المحرّمه؛ ص٢٧.