فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٩
«و يمكن دعوى رجحانه فى جنازة الأولياء و العلماء لأجل التأسّي بل يمكن أن يقال إنّ مصيبته موت العلماء تعمّ المسلمين جميعاً فانّ موت العلماء يثلم به الدين ثلمة لا يسدّها شيء». (٦٥)
هر چند روايات مذكور، بر استحباب نپوشيدن ردا و كفش در تشييع جنازه دلالت دارد، ولى مىتوان از اين روايات، استحباب اين اعمال را در عزادارى سالار شهيدان(ع) نيز استفاده كرد به ويژه اين كه از اين اعمال نهى نشده و سيره متشرّعه و برخى علما نيز مؤيد آن است. علاوه بر اين مىتوان اين اعمال را مصداق جزع به شمار آورد كه در عزاى امام حسين(ع) مستحب است.
نقد استدلال هاى روايى نويسنده در باره حرمت لطم و مانند آن:
نويسنده در اثبات ادعاى خود مبنى بر حرمت لطم بر صورت و گريبان دريدن، به شش روايت استناد كرده، كه چهار روايت آن نهى از جزع بر ميّت و توصيه به صبر است و هيچ دلالتى بر مدعاى ايشان ندارد؛ زيرا اين روايات در نهى از اين گونه اعمال در مطلق عزادارى بر ميّت است و ارتباطى به بحث عزادارى براى امام حسين(ع) ندارد. به تصريح روايات معتبر و فقهاى بزرگ، انجام اعمالى از قبيل لطم و مانند آن در سوگوارى معصومان به ويژه سيد الشهدا(عليهم السلام) استثنا شده است. بنابر اين اطلاق اين روايات مقيد به روايات دسته اول است كه ذكر شد؛ زيرا در اين روايات صحيح، به صراحت آمده بود: «هر جزع و گريه اى مكروه است مگر جزع و گريه بر حسين(ع) كه فرد در اين خصوص مأجور خواهد بود».
تنها دو روايت مىماند كه در خصوص نهى از اعمال ياد شده بر معصوم است و ايشان نيز به اين دو روايت بسيار استناد كرده است كه به نقد اين دو روايت مىپردازيم:
نقد روايت اول(روايت چهارم نويسنده)
امام باقر(ع) در تفسير آيه {وَلايعصيك كه فى معروف } .كه مربوط به بيعت زنان
(٦٥)مصباح الهدى في شرح العروة الوثقى، ج ٦، ص٢٨٢.