فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٠
تعريف جزع و مصاديق آن
جزع در لغت به دو معناى بريدن و بى صبرى كردن آمده است. (٢) هرچند برخى، معناى اصلى آن را بريدن و قطع كردن دانسته و معناى دوم را به آن برگرداندهاند؛ (٣) به اين گونه كه انسان جزع كننده از تداوم صبر و طمأنينه دست برداشته، آن را قطع مىكند. در هر صورت، مسلّم آن است كه جزع كردن در مصيبت به معناى بىتابى است (٤) و اين بى تابى هر گونه كه آشكار شود، جزع به شمار مىرود. حضرت يعقوب(ع) از فراق يوسف(ع) آن قدر گريه مىكند كه بينايى چشمان خود را از دست مىدهد: {وَ ابيَضَّت عَيناهُ مِنَ الحُز } . (٥) و بىتابى او به حدى است كه فرزندانش از آن مىترسند كه پدرشان در فراق يوسف(ع) جان خود را از دست بدهد و به او مىگويند: {تَاللّه تَفتَؤُا تَذكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَو تَكُونَ مِنَ الهالِكينَ } . (٦) امام زمان(ع) در مصيبت جدش امام حسين(ع) به جاى اشك خون مىگريد: «وَ لَأَبكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً» (٧)و حضرت فاطمه «سلام اللّه عليها» از گريه و ناله در فراق پدر، اهل شهر را به ستوه مىآورد. همچنين است گريههاى بى دريغ حضرت زينالعابدين(ع) كه تا آخر عمر بر مظلوميت پدر بزرگوار و اهلبيتش اشك مىريزد و هر آب و غذايى كه پيش رويش مىنهند، مىگريد تا آن حد كه خادم او عرض مىكند: فدايت شوم، مىترسم جانت را از دست بدهى. حضرت يوسف(ع) نيز در زندان از فراق يعقوب(ع) چنان ناله مىكند كه اهل زندان، به ستوه آمده و مىگويند يا شب گريه كن و يا روز. اينها همه مصاديق روشنى از بىتابى هستند. (٨)
(٢) معجم مقاييس اللغه.
(٣) التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج٢٨، ص ٨٠، المفردات في غريب القرآن، ص١٩٤.
(٤)قاموس قرآن، ج٢، ص ٣٤ .
(٥) يوسف، آيه٨٤.
(٦) يوسف، آيه٨٥.
(٧)بحارالأنوار، ج٩٨، ص٣٢٠(زيارت ناحيه مقدسه).
(٨)وسائل الشيعة، ج٣ ، ص٢٨٠ ح٣٦٥٥؛ بحارالأنوار، ج١٢، ص ٢٦٤، ح٢٧؛ الأمالي للصدوق،ص ١٤٠، ح٥؛ مكارمالأخلاق، ص ٣١٥؛ كشف الغمّة، ج١، ص٤٩٨.