فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٥ - علاّمه حلّى (ره) و ريشههاى شكلگيرى مكتب سند در تفكر امامى حيدر حبّ اللّه
آنچه شيخ جعفر سبحانى بيان كرده، در خور توجه است. به نظر ايشان نيشابورى با توجه به عدم وضوح مذهب (٧٠) او، نمىتواند اوّلين مؤلف درايى شيعه به شمار آيد و به طور حتم اين گام حاكم به طور كامل با فضاى شيعه بيگانه است، لذا در تأليفات شيخ مفيد، سيد مرتضى و شيخ طوسى و همچنين پيروان آنان و حتى در تأليفات محقق و علاّمه هيچ اثرى از تلاش علمى حاكم نمىبينيم. اين، بيانگر اين مطلب است كه علم درايه كنونى، توسط تأليفات حاكم وارد عرصه شيعه نشده و حتى دلالت دارد بر اين كه كتاب ابن صلاح نيز گام مؤثرى در اين راستا برنداشته است.
حتى سيد حسن صدر خود نيز در زمينه علم حديث كتاب شرح اصول دراية الحديث را به على بن عبدالحميد حسينى نجفى [قرن هشتم هجرى] نسبت مىدهد، البته از يك طرف بر اين باور است كه خود حسينى نجفى نيز كتاب را از علاّمه نقل مىكند و از طرف ديگر نقل اين كتاب توسط او را، از ابن طاووس مىداند. (٧١)
با توجه به اهميتى كه براى نقش ابن طاووس و علاّمه، در علم درايه و تلاشى كه آن دو در بيان بعضى افكار و خاستگاههاى اين علم داشتند، كه حداقل آنها تقسيم بندى جديد حديث مىباشد و همچنين با توجه به مشاركتهاى اندك پيش از شهيد ثانى، مانند كتاب «دراية الحديث» از نورالدين على بن حسين بن عبدالعالى كركى (٩٤٠هـ) (٧٢) تمامى نظرات متوجه شهيد ثانى مىباشد كه به اعتقاد شهاب الدين كركى و شيخ حرّ عاملى و محقق معاصر دكتر شانه چى، (٧٣) ايشان مؤسس علم دراية الحديث در شيعه مىباشد و ي
(٧٠) جعفر سبحانى، اصول الحديث و أحكامه في علم الدرايه، ص١١.
(٧١) سيد حسن صدر، تأسيس الشيعه، ص٢٩٥؛ همچنين: الشيعة و فنون الاسلام، ص٥٦.
(٧٢) ر.ك: الذريعه، ج٨، ص٥٥؛ ابوالفضل حافظيان بابلى، مقدمهاى بر كتاب «رسائل في دراية الحديث»، ص١٥.
(٧٣) كركى، هداية الأبرار، ص١٤٠٤؛ شيخ حرّ عاملى، أمل الآمل، ج١، ص٨٦؛ كاظم مدير شانه چى، علم الحديث، ص١٦٧؛ او مىگويد: با قطع نظر از نيشابورى و اختلاف در آن؛ شهيد ثانى اوّلين كسى است كه باب مستقلى را در مصطلح حديث تأليف كرد.