فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥١ - صلح با اسرائيل از ديدگاه فقهى دكتر شيخ عبدالهادى الفضلى
روشى اتفاق نظر داشتند، چنان كه عمر، از تقسيم زمينهاى باير به درخواست بلال و سلمان خوددارى كرد.
٢ ـ امام ابوحنيفه و ثورى ـ چنان كه همين نظر در روايت ديگرى از امام احمد بن حنبل نقل شده ـ عقيده بر اين داشتند كه:
امام (رهبر مسلمانان) با اين زمينها دو كار مىتواند انجام دهد: آنها را بين جنگجويان مسلمان تقسيم كند يا به دست اندركاران زمين واگذاشته، از آنان ماليات بگيرد.
او مىافزايد:
دليل اين فتوا روش پيامبر(ص) در چنين مواردى است، چنان كه در سيره و سنت وى ثابت است كه اين دو كار را انجام داده است. وقتى وى با جنگ و لشگركشى بر مكه چيره شد، به رغم وجود اموالى [غنايم غير منقول [آنها را تقسيم نكرد. نيز با لشگركشى و جنگ بر بنىقريظه، بنىنضير و غير آن چيره شد، ولى زمينى را تقسيم ننمود، در حالى كه نصف زمينهاى خيبر را بين مسلمانان تقسيم كرد و نصف ديگر را براى كارهاى خير و نيازمندىهاى خود وقف نمود.
چنان كه سهل بن ابى حثمه ضمن حديثى گفته است: رسول خدا(ص) خيبر را دو نيم كرد: نيمى را براى مخارج و هزينههاى خود قرار داد و نيم ديگر را به هجده سهم تقسيم كرد و به مسلمانان بخشيد.
ابوداود همين حديث را نقل كرده و در مورد آن بحثى نكرده است.
٣ ـ امام شافعى در اين مسئله ـ البته از امام احمدبن حنبل نيز اين روايت نقل شده است - چنين فتوا مىدهد: زمين نيز مثل اموال منقول بين جنگجويان تقسيم مىشود، مگر آن كه از سهم خود در ازاى متاع ديگرى بگذرند (سهم خود را بفروشند)، چنان كه عمر با جرير بجلى چنين كرد. وى سهم خود را از زمينهاى غنيمت گرفته شده در ازاى وجهى واگذار كرد. دليل اين فتوا گفتهى خداوند در قرآن (انفال، آيه ٤١) است:
«بدانيد