فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٧ - صلح با اسرائيل از ديدگاه فقهى دكتر شيخ عبدالهادى الفضلى
اما امروزه، ميادين و حوزههاى نفتى عربى، بيش از ٩٠% نيازهاى اروپا را تأمين مىكند. اگر درهاى كشورهاى عربى به روى غرب بسته شود، سازمان يا حوزهى دفاع از جهان غرب كه به نام «ناتو» يا «پيمان آتلانتيك شمالى» شناخته شده، به قدرى ناتوان خواهد شد كه به سوگ خود مىنشيند».
به همين دليل دولتهاى استعمارى در راستاى سياست «تفرقه بينداز و حكومت كن» در منطقه تلاش كردند و براى پيشبرد هدفشان، از تعصبهاى قومى و گروهى براى شكستن وحدت جهان عرب بهرهبردارى كردند تا بتوانند بر جهان عرب و دنياى اسلام سيطره پيدا كنند. (٩)
با روشن شدن مسئلهى اشغال اسرائيلى و ابهام زدايى از اهداف آن، پاسخ كوتاه پرسشى كه مطرح شد، اين گونه خواهد بود:
بر مسلمانان فرض است كه جهت باز پسگيرى تمامى سرزمين فلسطين تلاش كنند، همچنان كه هرگونه ارتباط و بده بستان با اين دولت كه پايگاه استعمارى دولتهاى غربى است، جايز نمىباشد و مسلمانان مىبايست از آن پرهيز نمايند.
شايان ذكر است موضع ايران در قبال صلح با اسرائيل و عدم پذيرش آن، ناشى از همين حكم شرعى اسلامى است؛ چرا كه اسرائيل، براساس فتواى همهى فقهاى مسلمان، سرزمين فلسطين را كه متعلق به همهى مسلمانان است، اشغال كرده است.
در اين جا ناگزيريم به پارادوكس مهم و تناقض آشكارى كه بسيارى به آن گرفتار شدهاند، اشاره كنيم كه اينان با استدلال به آيهى صلح (انفال، آيه ٦١)، صلح با اسرائيل را از ديدگاه شرع جايز شمردهاند.
بايد گفت به دو دليل، استدلال به اين آيه صحيح نمىباشد:
١ـ موضوع بحث، با مصاديق آيه همخوانى ندارد، زيرا از يك سو فلسطين سرزمينى اشغال شده و به يغما رفتهاى است. در نتيجه از ديدگاه شرع و قوانين آن مىبايست اين سرزمين بازپس گرفته شده و به صاحبان قانونى و شرعىِ آن (مسلمانان) باز گردانده شود.
(٩) همان، ص ١٨ ـ ٢٠.