فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩ - ميراث غير مسلمان آیت الله سيدمحمود هاشمى شاهرودى
قاسم بن عروه از اين طريق نيز اثبات مىشود. پس سند روايت معتبر است.
١٠. روايت مالك بن اعين و عبدالملك بن اعين از امام باقر(ع):
سألته عن نصراني مات و له ابن اخ مسلم و ابن أخت مسلم و له أولاد و زوجة نصارى، فقال:
«أرى أن يعطى ابن أخيه المسلم ثلثى ما تركه و يعطى ابن أخته المسلم ثلث ماترك إن لم يكن له ولدصغار...؛ پرسيدم فردى نصرانى مرد و پسر برادر و پسر خواهر او مسلمان هستند و فرزندان و همسر او نصرانى مىباشند. امام باقر(ع) فرمود: رأى من اين است كه دو سوم ما ترك او به پسر برادر و يك سوم آن به پسر خواهرش داده شود اگر فرزند صغير نداشته باشد...» (٣٧)
اين روايت اگر چه دلالت بر تفصيل دارد ميان آن كه كافر، فرزند صغير داشته يا نداشته باشد ـ كه بحث آن در بخش آينده خواهد آمد ـ اما صدر روايت صريح است در ارث بردن مسلمان از كافر بلكه در حجب مسلمان نسبت به وارث كافر. مرفوعه ابن رباط از اميرالمهمنين(ع) نيز همين گونه است: لو أنّ رجلاً ذميا أسلم و أبوه حىّ و لأبيه ولد غيره ثم مات الأب ورثه المسلم جميع ماله و لم يرثه ولده و لا امرأته مع المسلم شيئا؛ اگر مردى ذمى اسلام بياورد و پدرش زنده باشد و فرزندان ديگرى غير از او داشته باشد، سپس بميرد، فرزند مسلمان همه مال او را به ارث مىبرد و با وجود اين فرزند مسلمان، ديگر فرزندان و همسر او ارث نمىبرند. (٣٨)
١١. روايتى كه شيخ صدوق به اسناد خود از ابوالاسود دئلى نقل كرده است:
انّ معاذ بن جبل كان باليمن فاجتمعوا إليه و قالوا يهوديٌ مات و ترك أخا مسلما. فقال معاذ: سمعت رسول اللّه(ص) يقول: الاسلام يزيد و لاينقص فورّث المسلم من أخيه اليهودى؛ معاذ بن جبل در يمن بود، مردم گرد او آمدند و گفتند: مردى يهودى مرده و برادر مسلمانى به جا گذاشته است.
(٣٧) وسائل الشيعه، ج ٢٦، ص ١٨، باب ٢، ح ١.
(٣٨) همان، ص ٢٤، باب ٥، ح ١.