فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٩ - تبعيّت احكام از مصالح و مفاسد جعفر ساعدى
تقبيح را بشناسد؛ ليكن ممكن است در واقع، موانعى بر سر راه آن جهات وجود داشته باشد كه عقل از درك آن موانع ناتوان مانده است؛ زيرا عقل از همه واقعيّتها آن طور كه بايد اطلاع ندارد، بلكه نهايت دركش اين است كه ظلم داراى مفسده بوده و قبيح است، و احسان داراى مفسده بوده و حَسَن است؛ ليكن احتمال دارد آن مصلحت و مفسده مناط حكم شرعى نباشند؛ زيرا در ديد شارع آن مصلحت و مفسده با مانعى همراه بوده كه عقل از درك آن ناتوان بوده است؛ پس چه بسا مصلحت و مفسده موجود باشد ولى بر طبق آن حكم شرعى صادر نشده باشد؛ چنان كه ظاهر اين دو سخن پيامبر اكرم(ص): «لولا أن أشقّ على أمّتي لأمرتهم بالسواك» (٧٩)و «إنّ اللّه سكت عن أشياء و لم يسكت عنها نسيانا» (٨٠)چنين است؛ زيرا ظاهر سخن پيامبر اكرم(ص) آن است كه خداوند با وجود مصلحت و مقتضى در برخى چيزها از آنها سكوت كرده و مراد از سكوت قرار ندادن حكم براى آنها است و شايد موردى را كه عقل حُسن يا قبح آن را درك كرد از مواردى باشد كه خداوند از آنها سكوت كرده و چه بسا در متعلّق برخى حكم حق مصلحت وجود نداشته باشد؛ بسان اوامر امتحانى و اوامر صادر شده از روى تقيّه. بنابراين مجرّد احتمال وجود مانع و مزاحم در ديد عقلى عذر نيست، بلكه تا وقتى مانع و مزاحم آشكار شود بايد بنا را بر ملازمه گذاشت و اگر مكلّف مخالفت كند و بعدا معلوم شود مزاحمى هم نبوده، گناه كار است و اين همان ملازمه ظاهرى است.
ايرادهاى محّقق نايينى بر اين ديدگاه:
الف)سخن در مستقلات عقليّه است و عقل تنها پس از درك تمام آنچه در حُسن و قبح مدخليت دارد، مستقلاً حكم به حُسن يا قبح يك چيز مىكند.
اگر كسى ادعا كند عقل نمىتواند چنين ادراكى داشته باشد معنايش انكار مستقلات عقليه است، در حالى كه قطعا برخى احكام از مستقلات عقليه است و نمىتوان چنين احكامى
(٧٩) وسائل الشيعه، باب ٣٤ از ابواب احكام خلوت، ج ١، ص ٣٥٤، حديث ٣.
(٨٠) همان، باب ١٢ از ابواب صفات قاضى، ج ٢٧، ص ١٧٥، حديث ٦٨.