فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧١ - ولايت فقيه و نراقى استاد حسن ممدوحى
محور چهارم كفر به طاغوت:آيات و روايات بسيارى بر آن دلالت دارد كه جاى هيچ گونه شك و ترديدى را باقى نخواهد گذاشت.
پس از آن كه مىدانيم خداى متعال بشر را محتاج به زندگى اجتماعى كرده و اجتماعى زيستن از ضروريات زندگى انسان است و اميرمهمنان هم در نهجالبلاغه (صبحى صالح، ص ٨٢) فرمود كه مردم از داشتن حكومت ناگزير هستند؛ زيرا زندگى اجتماعى بدون حكومت قابل نظام و برقرارى نخواهد بود بلكه منجر به هلاكت نسل و حرث است.
چگونه ممكن است از تبعيت هر حكومت طاغوت منع كند ولى خود براى ادامه زندگى اجتماعى او تأسيس حكومت ننمايد.
در سوره زمر، آيه ١٧ فرمود: {وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغوُتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَ أَنَا بُوا إِلَى اللّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى... } .و نيز در سوره نساء، آيه ٦٠ فرمود: {يُريِدُونَ أَنْ يَتَحَا كَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوابِهِ } .و در آيات ديگر طاغوت را دنيا پرست (نازعات، آيه ٢٩) بد عاقبت (سوره صآ، آيه ٥٥) و كور و كر (بقره، آيه ١٥)، بىبصيرت و سست (بقره، آيه ٢٦٥) مىداند و چگونه امكان دارد زمام امت اسلامى را به دست چنين كسانى سپرده و خود از كنار آن بىتفاوت بگذرد.
محور پنجم معناى حاكم:مقاييس اللغه گويد: «سمي الحاكم حاكما؛ لأنه يمنع الظالم.» در لسانالعرب است: «و الحاكم منفّذ الحكم و الجمع حُكّام.» در مفردات راغب مىخوانيم: «حكمتُ الدّابة منعتها بالحَكمة.»
پس اگر به قاضى «حاكم» گويند، از نظر اشتراك معنوى، يعنى استعمال در احد مصاديق، است و در قرآن كريم سوره ص آيه٢٦ مىخوانيم:
{يَآ دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي اْلأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ... } .اين آيه قضاوت را مترتب برخلافت دانسته است.
قابل قبول نيست كه در شريعت اسلام فقيه جامع الشرايط حكم در مورد محجور، مفلّس، غريم، و حكم به سلب اموال در مورد قاتل، مرتد فطرى، ياغى،