فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٣ - صلح با اسرائيل از ديدگاه فقهى دكتر شيخ عبدالهادى الفضلى
الفقه الحنبلي» (٥)حكم سرزمينهايى كه به زور و قهر گرفته شدهاند آمده است.
در اين كتاب سه گونه روايت داريم:
١ـ امام (رهبر مسلمانان) مىتواند يكى از اين دو كار را انجام دهد:
آنها را بين غنيمت برندگانِ جنگى تقسيم كند يا به وقف مسلمانان درآورد.
٢ـ اين سرزمينها به مجرد استيلا و تسلط مسلمانان بر آنها، خود به خود موقوفه خواهد شد؛ بر اين فتوا همهى صحابه اتفاق نظر دارند.
٣ـ واجب است اين سرزمينها بين غنيمت برندگان تقسيم شود.
منظور از وقف آن است كه اين زمينها از آن مسلمانان است، ولى در دست مالكان و ساكنان قبلى آن باقى مىماند تا از آن بهرهبردارى نمايند، اما از آنان ماليات گرفته شده و جهت مصالح عمومى مسلمانان هزينه خواهد شد. همچنين هيچ قطعهاى از اين زمينها به مالكيت شخصى در نخواهد آمد.
آرا و فتاوايى كه بحث شد، در گسترهى تئورى و نظر بود؛ يعنى از اين اختلافها و تفاوتها برداشت مىشود كه چنانچه ارتش اسلام بخشى از سرزمينهاى غيراسلامى را تصرف كند، رهبر مسلمانان مىتواند در پرتو اين احكام و فتواها ـ به عنوان مقلّد يا مجتهد ـ به گونهاى مناسب عمل نمايد.
در مورد سرزمين فلسطين، به عنوان يك پديدهى تاريخى از آن رو كه فتح سرزمين فلسطين توسط مسلمانان قطعى تلقى مىشود، نگاه ما به تدابيرى است كه امام و رهبر مسلمانان در مورد اين سرزمين به اجرا گذاشته تا در راستاى آن حركت كنيم.
بنابراين چارهاى نيست جز اين كه بدانيم عمر بن خطاب به عنوان خليفهى مسلمانان با اين سرزمين پس از فتح آن چگونه برخورد كرد و چه تدبيرى را به اجرا گذاشت؟ آيا آن را بين كسانى كه از غنيمت سهمى مىبردند، تقسيم كرد يا آن را وقف نمود؟
از سوى ديگر بايد ديد رويكرد شرعى مسلمانان امروز دربارهى اين مسئله چيست؟
(٥) معجم المغني فى الفقه الحنبلي، چاپ اوّل، ١٤٠٥ هـ / ١٩٨٥ م، ج ١١، ص ٢٩٧.