فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤ - ميراث غير مسلمان آیت الله سيدمحمود هاشمى شاهرودى
پيامبر(ص) نسبت دهند. اين اختلاف و اضطراب در نقل خبر نيز دلالت بر ضعف آن دارند.
اما در مورد حديث عمرو بن شعيب، حافظان حديث آن را از قول پيامبر(ص) ثبت نكردند و گفتند اين حديث از سخنان عمر بن خطاب است. خود عمرو بن شعيب نزد اصحاب حديث، ضعيف شمرده شده است. از ديگر امورى كه موجب وهن اين حديث است، تفرّد در نقل آن است، اين حديث را تنها شعيب از پدرش و نيز تنها پدرش از جدش از پيامبر نقل كرده است. عمرو بن شعيب، جد خود عبداللّه بن عمر را ملاقات نكرد بلكه خبر را به صورت مرسل از او نقل كرده است.
خبر شعبى از پيامبر، مرسل است. سخن سعيد بن مسيب كه گفت: سنت اين بود كه مسلمان از كافر ارث نبرد، حجيت ندارد؛ زيرا اين سخن خود او و گزارش از اعتقاد و مذهب خود او است. ممكن است مقصود او آن باشد كه ارث نبردن مسلمان از كافر از سنتهاى عمر بن خطاب بوده نه پيامبر و سنت كسان ديگر غير از پيامبر(ص)، ممكن است خطا باشد همان گونه كه ممكن است صواب باشد. از اين گذشته مذهب سعيد بن مسيب آن بوده كه مسلمان از كافر ارث مىبرد، با اين حال چگونه ممكن است خود او راوى سنتى از پيامبر برخلاف اين امر باشد؟
افزون بر آن چه گفته شد، اين اخبار معارض با روايات ديگرى هستند كه خود مخالفان در اين باره نقل كردهاند و در كتب ايشان يافت مىشود، مانند روايتى كه عمر بن ابىحكيم از عبداللّه بن بريده نقل كرده است كه دو برادر يكى مسلمان و ديگرى يهودى مرافعه در ميراث داشتند و براى قضاوت نزد يحيى بن يعمر رفتند، يحيى ميراث را به مسلمان داد و گفت: ابوالاسود