فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٤ - صلح با اسرائيل از ديدگاه فقهى دكتر شيخ عبدالهادى الفضلى
عبارت المغني (٦)در اين باره چنين است:
براى ما معلوم نيست سرزمينهايى كه به قهر و غلبه، در زمان پيامبر فتح شده است، به جز خيبر بين مسلمانان تقسيم شده باشد، چرا كه رسول خدا(ص) اين سرزمين را دو نيم كرد. نيمى از آن را به نفع خاندانش مصادره نمود كه مالياتى بر آن تعلق نمىگرفت.
اما هيچ قطعهاى از ساير زمينهايى كه به قهر و غلبه در زمان عمر و پس از وى فتح شده، مثل سرزمينهاى شام، عراق و مصر بين مسلمانان تقسيم نشد.
ابوعبيده در كتاب الاموال آورده است: عمر وارد «جابيه» شد و تصميم گرفت زمينها را بين مسلمانان تقسيم كند. معاذ پس از آگاهى از تصميم عمر به او گفت:
به خدا سوگند! با اين عملت آنچه تو نمىپسندى پيش خواهد آمد و اتفاق خواهد افتاد. اگر تو امروز اين سرزمين را تقسيم كنى، اين قوم از درآمد هنگفت و محصول فراوانى برخوردار مىشوند، اما زمانى بعد اين قوم نابود خواهند شد، تا زمانى كه فقط يك مرد و زنى از آنان باقى بماند. سپس گروه ديگرى خواهند آمد كه رخنه نفوس مسلمانان را بر خواهند كرد، ولى چيزى دستشان نمىآيد. پس تدبيرى بينديش كه درآمد اين زمينها به همهى مسلمانان برسد.
پس از آن عمر به پيشنهاد معاذ عمل كرد.
اين عبارات به روشنى حكايت دارد همهى فقهاى مسلمان بر اين عقيدهاند كه زمينهاى فلسطين، وقف عموم مسلمانان است، چه افرادى كه در زمان فتح اين سرزمين وجود داشتهاند و چه آنهايى كه پس از اين واقعه و تاكنون به دنيا آمدهاند. همچنين آشكار مىشود حكم و فتواى فقهى در اين مسئله يكى است و هيچ كس به مخالفت با آن برنخاسته است.
(٦) المغنى، ج ٢، ص ٣٠٧، براى مطالعه بيشتر رجوع شود به صفحههاى ٥٤ و ٥٥ و ٥٦، ج ١٩، الموسوعة الفقهيه، چاپ كويت.