فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٣ - ولايت فقيه و نراقى استاد حسن ممدوحى
عقلانى است.
جواب:سرّ اولويت دادن به فقيه آن است كه فقيه به معناى قانوندان است آن هم قانون همه جانبهاى كه در مديريت جامعه بشرى توانا است و آن قانونى است كه رسول اللّه(ص) بر جهانيان عرضه داشته و هرگز جهاندارى را فراموش نفرموده و آنچه را يك جامعه در مديريّت خود به آن محتاج است از جانب خلاّق متعال همراه آورده و مردم را به پيروى از آن دستورها مأمور فرموده است و آن نظام قانونى الهى بر مجارى امور مردم منطبق بوده و هيچگونه كمبود و مسامحه در آن نيست، بلكه دينى است كه با تمام حقيقت خود در حكومت رسول خدا(ص) پياده شد؛ اميرمهمنان(ع) با همان قوانين دين تشكيل حكومت داد؛ امام مجتبى(ع) به وسيله دستورهاى الهى حكومت را حق خود مىدانست. امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) هنگامى كه در سفر به سوى طوس در نيشابور توقفى فرمود و هزاران نفر جمعيت در گرد آن امام جمع بودند و تمام مأموران خليفه وقت با نظارت دقيق، آن حضرت را در ميان گرفته بودند صريحا به همه با صداى رسا فرمود: «در امان ماندن از عذاب الهى مشروط به قبول امامت من است.» با اين سخنرانى بسيار كوتاه خطّ بطلان بر تمام ادعاهاى بىاساس عباسيان، بخصوص خليفه وقت كشيد.
پس فقيه اوّلاً، به معناى قانوندان است، يعنى قانون الهى كه همه جانبه حاجات انسانى را از ياد نبرده است؛ ثانيا، با تقوا و مخالف با هواى نفس است؛ ثالثا، آگاه به اوضاع زمان است؛ رابعا، شجاع و از هيچ تهديدى هراس ندارد؛ خامسا در اعتقاد به دين خود قاطع و راسخ و هميشه مصالح جامعه را بر خود مقدم مىدارد؛ سادسا، آن چنان دنيا را مىشناسد و تربيت قرآنى، جهان را به او شناسانده كه در واقع دنيا همان است كه او مىشناسد و بساط دنيا را مطابق با هوى و هوس خود نمىگستراند بلكه مطابق تعليم الهى دنيا را مكمل آخرت و آخرت را مكمّل همين دنيا مىداند و مجموع دو سرا را يك واحد مستمر مىشناسد كه تخلف از اقتضاى هر يك از اين دو موجب منقصت بر ديگرى است؛