فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٠ - نراقى و خبر واحد استاد موسوى گرگانى
مرحوم نراقى پس از اين سخنان، هيجده مورد از رواياتى را كه به نظر وى دلالت آشكارى بر حجّيت خبر واحد دارند ذكر كرده و پس از آن به بيست و دو مورد به عنوان قرائن مفيد علم به همان معنا، اشاره كرده و نتيجه گرفته است كه اگر انسان همه اينها را مورد توجه قرار دهد وجدانش به عنوان قاضى بپذيرد ترديد نمىكند كه خبر واحد در شريعت مقدّس ما حجّيت و اعتبار دارد.
پس از مرحوم نراقى، مرحوم شيخ انصارى و پس از وى مرحوم نايينى و ديگران در اين باب جولان زيادى دادهاند و اخبار زيادى را به رخ خصم كشيدهاند و بالاخره به اين نتيجه رسيدهاند كه اين اخبار و احاديث، تواتر اجمالى دارند؛ يعنى گفتهاند: يقين داريم به اين كه بعضى از آنها از امام معصوم صادر شده است، و اين بعض، ديگر خبر واحد مورد بحث نخواهد بود و لذا مىتوان براساس اين روايتِ قطعىّ الصّدور، به هر خبر ثقهاى اعتبار بخشيد.
برخى از فقيهان متأخّر به اين نكته وقوف پيدا كردهاند كه در چنين مواردى تنها اخصّ همه آن روايات حجّيت پيدا مىكند، و لذا بايد اخصّ اين روايات را اخذ كرد، ولى اين تنها در صورتى مفيد، واقع مىشود كه مفاد خبر اخصّ حجّيت هر خبر ثقهاى باشد و خوشبختانه چنين پيشامدى رخ داده و در ميان اين روايات چنين خبرى وجود دارد، پس هر خبر ثقهاى حجّت است.
اين فشرده تمام تلاشى است كه تاكنون انجام گرفته، تا حجّيت خبر واحد به دليل روايات اهلبيت(ع) ثابت شود، ولى به زعم ما اين تلاش ناكام است؛ زيرا اوّلاً، همه اين روايات به كتابهاى چهارگانه برمىگردد يا به اضافه چند كتاب ديگر و اين را نمىتوان تواتر اجمالى خواند. ثانيا، به فرض، اين روايات تواتر اجمالى داشته باشند، عدّه زيادى از آنها بر مطلوب مورد بحث دلالت نمىكنند و ممكن است همانها از ائمه(ع) صادر شده باشند نه آنهايى كه به صراحت بر حجّيت خبر واحد دلالت دارند.
ثالثا،به فرض، بعضى از آنهايى كه برحجّيت خبر واحد دلالت دارند مقطوع الصّدور باشند، اخص همه آنها، آن بعضى است كه بايد گرفته شود و بىترديد چنين اخصّى وجود