مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٩٢
مصاديق ولايت خاصّه[١] عبارتند از:
١. ولايت پدر و جد پدرى بر فرزندان صغير، سفيه و مجنون خود: ولىّ در اينجا مجاز به انواع تصرفات در مال و برخى تصرفات در نفس افراد تحت ولايت خود مىباشد.[٢] ٢. ولايت قيمومتى: وصى تعيينشده بر اطفال (قيّم) از سوى پدر يا جدّ پدرى (ولىّ) بر آنان «قيمومت» دارد و وصيتنامه حدود اختيارات قيّم را تعيين مىكند.[٣] ٣. ولايت حاكم شرع:[٤] در صورت فقدان ولىّ و وصى (قيّم) و نيز مواردى كه با وجود نياز به ولايت، ولىّ خاصّى ندارد (امور حسبيه در مفهوم مضيّق آن) فقيه عادل به عنوان حاكم شرع اعمال ولايت مىكند.
٤. ولايت پسر بزرگتر در انجام نمازها و روزههاى فوت شده از پدر.[٥] ٥. ولايت اولياى ميت: وارثان نسبى و سببى ميت به ترتيب طبقات ارث در تجهيز وى (غسل، كفن، دفن و نماز) ولايت دارند و اقدام ديگران منوط به اجازه از ايشان است.[٦] ٦. ولايت وارثان مقتول: وارثان مقتول به ترتيب طبقات ارث، اولياى دم محسوب مىگردند و در قصاص، اخذ ديه يا عفو قاتل ولايت دارند.[٧]
[١] - جهت اطلاع بيشتر، ر. ك: مير عبد الفتّاح مراغى، العناوين، ج ٢، عنوان ٧٣، فى ذكر الاولياء و المولىّ عليهم اجمالا.
[٢] - ر. ك: امام خمينى، تحرير الوسيله، ج ١، ص ٥١٤، فى شرائط المتعاقدين، مسئله ١٨ و قانون مدنى، مواد ١١٨٠: ژ، ١١٨١، ١١٨٣ و ١١٩٤.
[٣] - امام خمينى، همان، مسئله ١٩ و ج ٢، ص ١٠٥- ١٠٦، مسئله ٥٣- ٥٧ و قانون مدنى، ماده ١١٨٨.
[٤] - امام خمينى، همان، ج ١، ص ٥١٤، مسئله ٢٠.
[٥] - همان، ص ٢٢٧، مسئله ١٦.
[٦] - همان، ص ٦٧، مسئله ٤.
[٧] - همان، ج ٢، ص ٥٣٣، مسئله ١- ٢.