مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٣٩
گزيده مطالب
١. هرگونه بحث از ولايت سياسى پيامبران، امامان و فقيهان متوقف بر اثبات رابطه دين با سياست است و به همين جهت بررسى اين رابطه نقطه آغاز همه مباحث نظام سياسى اسلام خواهد بود.
٢. سياست به معناى تدبير، سرپرستى، برنامهريزى و سامان بخشيدن به امور جامعه است.
٣. دين اسلام مجموعهاى از عقايد، احكام و اخلاقيات است كه از سوى خداوند بر پيامبر وحى شده است.
٤. هدف دين، هدايت انسان به صراط مستقيم و تأمين سعادت حقيقى بشر است و نقش ممتاز و بىبديلى را كه در اين زمينه ايفا مىكند، احياى انسانيت است.
٥. تأمين آن هدف و ايفاى اين نقش، مستلزم ويژگىهايى است كه مهمترين آنها عبارتند از: حقّانيت، جامعيت، جهانشمولى و جاودانگى.
٦. يكى از دلايل اصلى رابطه دين اسلام با سياست، جامعيت آن مىباشد كه در مورد آن دو تفسير افراطى و تفريطى مطرح شده است.
٧. جامعيت دين را تنها و تنها بايد با توجه به هدف آن ملاحظه نمود. بر اين اساس، دين جامع يعنى دينى كه آنچه را انسان براى وصول به هدايت و سعادت خود نياز دارد، فروگذار نكرده باشد. از آنجا كه سعادت انسان با مسائل اقتصادى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى او درهم آميخته است، دينى كه مشتمل بر اين مسائل نباشد، دين جامع نخواهد بود.
٨. دلايل ديگر بر رابطه دين با سياست عبارتند از: تأسيس حكومت توسط