مبانى حكومت اسلامي - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٣
مقدمه
ألم تر كيف ضرب اللّه مثلا كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء* تؤتى أكلها كلّ حين بإذن ربّها؛[١] آيا نديدى خدا چگونه مثل زده سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ريشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است؟ ميوهاش را هر دم به اذن پروردگارش مىدهد.
١. بىشك انقلاب اسلامى ايران از بزرگترين انقلابهاى جهان است كه سرمنشأ تحولات گسترده سياسى، اجتماعى و فرهنگى در جامعه بزرگ بشرى امروز، بوده و خواهد بود. زلزله عظيمى كه در شرق اسلامى در دهههاى پايانى قرن بيستم به وقوع پيوست، هر دو قطب غرب سرمايهدارى و شرق سوسياليستى را به سختى تكان داد و نظريهپردازان علوم سياسى را متوجه ظهور قدرتى در برابر ابرقدرتهاى زمان نمود. اينقدرت چيزى جز قدرت دين نبود كه پس از قرنها انزوا و حاشيهنشينى بار ديگر ايفاگر نقش برتر و ممتاز خويش در عرصه زندگى سياسى انسان مىشد. در سده گذشته انقلابهاى ضد استبدادى مشروطه و ضد استعمارى ملى شدن نفت، گرچه از عنصر مكتب و رهبرى دينى نيز برخوردار بودند- و همين امر در پيدايى و شكوفايى اين نهضتها سهمى اساسى داشت- اما دليل اصلى ناكامى و عدم توفيق آنها را بايد در فاصله گرفتن از مكتب و ناديده گرفتن قدرت آن و انحراف از مسير عزت اسلامى دانست.
[١] - ابراهيم( ١٤) آيات ٢٤- ٢٥.