روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٧٥٤ - روزشمار جنگ چهارشنبه ١٢ شهریور ١٣٥٩ ٢٣ شوال ١٤٠٠ ٣ سپتامبر ١٩٨٠
«در صفحة ٤ و ٥ جزوه، انشعابیون جبهة نیروهایی که در کردستان می جنگند و نیز جبهة مقامات و نیروهای دولتی مقابل آنان را یکدست نمی داند و هریک را متشکل از دو جبهة متضاد معرفی می کند و می نویسد: "... در کردستان نیز بی کم و کاست همین دو جبهه وجود دارد؛ نخست جبهة سالم و انقلابی است که می داند و می فهمد که حفظ انقلاب ایران از خطر توطئه های امپریالیستی مقدم است و...! جبهه دوم از آنِ نیروهای ناسالم و ضدانقلابی است، بخشی از آنها آلت دست بختیارها و اویسی ها، پالیزبان ها و وابستگان سیا، بقایای ساواک و فرستادگان رژیم بعث عراق اند که اگرچه خود را در صفوف کردها جا زده اند و ادعای دفاع از خلق کرد را دارند، ولی یگانه هدف آنها استفاده از مسئله کردستان برای سرنگونی رژیم موجود و بازگرداندن سلطة امریکا به ایران است. مزدورانی چون سپاه رزگاری، شیخ عثمان [نقشبندی]، دارودسته حامدبیک و شیخ جلال حسینی و. ... از این قبیل اند. بخشی دیگر، محافل ناآگاه خلق کرد هستند که با حسن نیت و صداقت کامل در گرداب ناسیونالیسم کرد غرق شده اند و جز مسئلة ملی، مسئلة دیگری برایشان مطرح نیست. عدة دیگر چپ نمایانی هستند که... (ص٦ و ٧ جزوه) واقعاً معجون عجیبی است و جالب اینکه ضدانقلابیون بالا همگی خود را نیروهای انقلابی، صادق، مترقی و... می دانند. البته، باند غنی بلوریان فراموش نموده که از سلطة تجاوزگر روسیه در کنار امریکای جنایتکار نام ببرد زیرا باید احترام ارباب را به هر ترتیب نگاه داشت!»
نویسنده در ادامه، صفحة دیگری را انتخاب و نقد می کند: «در صفحه ٨ جزوه می خوانیم: "به طور قاطع و بی هیچ تردید باید گفت که این جنگ برادرکشی دست پخت نیروهای ناسالم و ضدخلقی و ضدانقلابی [است] که در هر دو سو، هم در جبهة دولت و هم در جبهة کردستان عمل می کنند. در حوادث نوروز پارسال سنندج، مردم به چشم خود شخصی را دیدند که در کنار میدان جنگ قایم شده و به نوبت تیری به پادگان و تیری به سوی کردها شلیک می کرد". باید پرسید آیا مردم کرد جز به وسیلة حزب دمکرات کردستان تحریک شده و ناآگاهانه به پادگان سنندج حمله ور گردیده بودند؟ و آیا حزب دمکرات کردستان به خاطر منافع مردم کرد دست به این توطئة شوم زده بود! آیا حزب که آن هنگام باند قاسملو - باند غنی بلوریان عهده دار رهبری آن بودند نمی خواستند که تجربة پادگان مهاباد را در سنندج و بعد در سایر پادگان های منطقه که درحال دفاع بودند تکرار نمایند؟ درصورت موفقیت در توطئة پادگان سنندج آیا اکنون به چنین اعترافاتی متوسل می گشتند؟ یا اکنون به خیال خود مهمان نواز اربابان داخل و خارج می بودند. پس از گذشت یک سال و نیم از ماجرای پادگان سنندج اکنون از خواب بیدار شده اند!...»
نویسنده در بخش دیگری از این گزارش، درباره تحولات پس از انشعاب چنین می نویسد: «بعد از اعلام انشعاب، همان طورکه انتظار می رفت، عده ای از سازمان های وابسته به حزب نظیر سازمان جوانان حزب دمکرات کردستان، بخشی از کادر سازمان زنان حزب دمکرات و... در شهرهای مختلف استان کردستان و نیز حزب توده به طورعلنی و پیوسته و چریک های فدایی خلق شاخة کردستان (اکثریت) با ژست خاصی ضمن صدور اعلامیه های جداگانه ای ازطریق بلندگوی روزنامة نامه مردم وابسته به حزب توده از انشعابیون اعلام پشتیبانی نمودند و متقابلاً گروه باقیمانده در حزب "گروه و دارودسته قاسملو" بیکار نبوده، ضمن اعلام اخراج باند غنی بلوریان از حزب، با حمله به دفاتر گروه جدید و ربودن طرف داران این گروه و سایر اقدامات تلافی جویانه کینة ظاهری خود را نسبت به ایشان ابراز داشتند.»
نویسنده آن گاه به پشتیبانی چریک های فدایی از حزب دمکرات پرداخته و چنین ادامه می دهد: «پشتیبانی گروه اکثریت سازمان چریک های فدایی از حزب دمکرات جای تعجب نداشت، زیرا قبل از حزب دمکرات کردستان، این سازمان که پابه پای حزب دمکرات کردستان در اکثر جنایات کردستان و نیز در سایر نقاط ایران دست داشته، برای لوث نمودن جنایات و خیانت های سازمان و نیز جهت کسب قدرت روبه زوال با تحلیل ها و توجیهات آبکی به فکر انشعاب می افتد و عملاً جذب حزب توده می شود تا این بار خود را پیرو خط امام جا بزند! این سازمان در "خبر" شماره٢٥ و روزنامة مردم شماره ٢٦٥ بعد از انشعاب در حزب می نویسد: "... رابطة ما با حزب دمکرات و هر جریان دیگر در منطقه مربوط است به مواضع آن در قبال نیروهای وابسته به رژیم بعث و سایر ایادی امپریالیسم جنایتکار امریکا. برای ما هیچ گونه وابستگی به بعث و رابطه با عمال امپریالیسم نه تنها قابل پذیرش نیست، بلکه ما شدیداً با چنین روابطی مبارزه خواهیم کرد." گویی که قبلاً این حزب هیچ گونه وابستگی نداشته و یا برای آقایان مبهم است. و عجیب تر آنکه ایشان همان طور که در طول یک سال و نیم با وابستگی مبارزه نموده اند این بار نیز می خواهند مبارزه نمایند! و نیز