روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٦٧ - روزشمار جنگ جمعه ٣١ مرداد ١٣٥٩ ١١ شوال ١٤٠٠ ٢٢ اوت ١٩٨٠
مجاهدین خلق [منافقین] در بازرسی اتومبیل های جادة قم - اراک توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قم دستگیر شد. از وی مبلغ ٨ میلیون ریال وجه نقد و برگ اعانة کمک به مجاهدین خلق به دست آمد. پس از انتقال به مقر سپاه در بازرسی از کیف دستی او در جاسازی کیف، اسناد و مدارک زیادی درمورد سپاه پاسداران، انجمن اسلامی دانشگاه علوم اراک و انجمن اسلامی بازار کشف شد. ...»[١]
ضمیمه گزارش٣٣٣: گزارش خبرگزاری پارس از تاریخچة وضعیت گروه های سیاسی در آبادان بعد از انقلاب تا حدود چهار ماه و نیم پس از شروع جنگ تحمیلی
«کشف توطئه های ضدانقلاب - با کشف شبکه ای از هواداران سازمان پیکار در آبادان که به فعالیت های غیرقانونی و احتمالاً دادن اطلاعات نظامی به مزدوران بعثی مشغول بودند، به گفتة مقامات مسئول ابعاد توطئة ضدخلقی این گروه ها آشکار شد. گروهی از هواداران پیکار که متأسفانه در میان آنان پزشک و کارمند ارشد شرکت نفت نیز وجود دارد با بهره گیری از مدرن ترین تجهیزات مخابراتی، اطلاعات نظامی جبهه های جنگ را دریافت و در اختیار دشمن قرار می دادند. کشف چنین شبکه ای آن هم در شرایط خاص فعلی که اگر کوچک ترین گزارش نظامی از این کانال به دشمن برسد می تواند در سرنوشت یک ملتی تأثیر بگذارد و برای نظام نوپای جمهوری اسلامی فاجعه ای دردناک تر از تهاجم همه جانبة دشمنان باشد، بسیار قابل توجه است. عظمت فاجعه از این جهت است که دشمن بیرونی به مرزهای خاکیمان تجاوز می کند و چون دشمن است بنابراین حرجی متوجه او نیست؛ لیکن حضور چنین گروه هایی در میان جامعه که از تنعمات و آزادی های فردی و اجتماعی آن برخوردارند و در یک برهه ای از زمان صرف نظر از تضاد عقیدتی باید به حال آن جامعه مفید باشند، علیه آن به توطئه گری مشغول می شوند، قهراً از دشمن اصلی خطرناک ترند. با بررسی شرایط اجتماعی و سیاسی آبادان بعد از پیروزی انقلاب متوجه می شویم که این گروه ها در هر زمان برای این شهر و مردم آن مسئله ساز بوده اند. نخستین برخورد این گروه با مردم در شهر آبادان درست در شرایطی بود که تنها کمتر از دو ماه از پیروزی انقلاب می گذشت. در آن زمان نه مجلسی بود، نه دولت ثابت، نه قانون اساسی و نه رئیس جمهوری. کشور در شرایط انتزاع از یک نظام فاسد و ریشه دار به سوی یک نظام عدل بود. در چنین شرایطی که تنها پیام های رهبر انقلاب مشعر بر ضرورت حفظ وحدت و اجتناب از تفرقه افکنی بود که جامعة از بند استبداد رستة ما را رهنمود می ساخت، گروه های سیاسی توطئه های خود را در آبادان آغاز کردند. در اوایل فروردین ٥٧ بود که گروهی از هواداران سازمان چریک های فدایی خلق ایران با دردست داشتن پلاکاردهایی و دادن شعارهایی تحت عنوان بیکاری [حمایت از دیپلمه های بیکار]، نخست سازمان آموزش وپرورش و سپس ساختمان شهرداری را به اشغال خود درآوردند. حدود ١٢ روز از تحصن این گروه گذشت.[٢] درخلال این مدت چه بسیار مقامات مسئول، معتمدین محل و مردم مسلمان با آنان برای برآوردن خواسته هایشان به گفت وگو نشستند، لیکن مؤثر واقع نشد و به تحصن و اشغال ساختمان شهرداری ادامه دادند. سرانجام مردم از تحریکات و اطلاعیه های آن چنانی آنان به تنگ آمدند و با توسل به قوة قهریه آنان را از شهرداری بیرون راندند که در جریان آن، چند نفری از هر دو طرف مجروح شدند. دراین میان ٤٤ تن دیگر از هواداران این سازمان کتابخانة عمومی شهر را به تصرف درآورده و مبادرت به فعالیت سیاسی - نظامی کردند. اخطارهای مکرر دادگاه انقلاب و مقامات ذی صلاح مؤثر واقع نشد و مردم رأساً اقدام کردند و ساختمان را از اشغال آنان درآوردند که درجریان منازعة دو گروه عده ای از مردم براثر پرتاب سنگ اینان مجروح شدند. از این ٤٤ نفر، تعدادی اسلحه و نارنجک دستی به دست آمد و پس از مدتی بازداشت، آزاد شدند. این وضع ادامه داشت. هرروز به بهانه ای، تحصن، راه پیمایی و اعتصاب می کردند و جایی را به اشغال خود
[١] روزنامه کیهان، ٢/٦/١٣٥٩، ص١٣، خبرنگار کیهان از قم.
[٢] تحصن این گروه حدود چندصد نفری، در ساختمان شهرداری آبادان همراه با اعتصاب غذا بود. اما در بررسی امر توسط نگارنده، اغذیه فروشی روبه روی شهرداری در آن زمان، به اینجانب گفت که آنها روزی ٢٠٠٠ ساندویچ از مغازة من خریداری می کنند. (براساس حضور میدانی و اطلاعات نگارنده)