روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٤٤ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٢٩ مرداد ١٣٥٩ ٩ شوال ١٤٠٠ ٢٠ اوت ١٩٨٠
عملیات خلع سلاح را سریع تر اجرا کرد. فرماندة واحد ارتشی در منطقة عملیات، سرگردی است که به مرخصی رفته و یا به بهانة دیدن فرمانده تیپ، منطقة عملیات را رها کرده است. فقط ستوان دومی آنجا بود که فکر می کنم فرمانده گروهان یک می باشد که کاملاً همکاری می نماید و سروان عبدالمجید جمشیدی که ازطرف برادر سرهنگ [صیاد] شیرازی در منطقه می باشند. ...»[١]
در گزارش، علاوه بر تکاب به بیجار و دیواندره نیز پرداخته شده و دربارة موقعیت سپاه بیجار نوشته است: «سپاه پاسداران بیجار در سه نقطه قرار دارد: نجف آباد در ٣٠ کیلومتری جادة بیجار - دیواندره؛ جعفرآباد در ٥٠ کیلومتری جادة بیجار - تکاب و بقیة افراد در ستاد سپاه در بیجار مستقر می باشند. درنتیجه، منطقة وسیعی در حدود ٧٠ کیلومتر را پاسداران بومی کنترل می کنند، که براثر کار زیاد رو به کسالت و فرسایش گذاشته اند. بیجار تنها شهر شیعة کردستان می باشد و از اول انقلاب هم دوش شهرهای دیگر همگام انقلاب اسلامی حرکت نموده اند. این شهر می تواند بهترین پشتوانه از هر لحاظ برای منطقة دیواندره، تکاب و سنندج باشد و لذا باید از همه لحاظ تقویت گردد؛ مخصوصاً ازلحاظ تدارکات؛ چون زمستان های بسیار سختی بر این منطقه حکم فرماست و همیشه یا بیشتر اوقات جادة زنجان - بیجار یا بیجار - دیواندره و تکاب بسته و یا رفت وآمد به سختی صورت می گیرد، به طوری که از زنجان تا بیجار که دو ساعت بیشتر راه نیست، شش ساعت طول می کشد و بعضی مواقع هفته ها بسته می شود و لذا تا هوا سرد نشده، حتی المقدور تدارک کافی باید نمود. جادة سنندج - بیجار امنیت کافی ندارد و نمی شود مهمات حمل نمود؛ پس، از سنندج نمی شود تدارکات اینجا صورت بگیرد. باید یا از کرمانشاه ترتیب تدارکات و مهمات و وسایل موردنیاز سپاه تأمین شود و یا از زنجان و یا از تهران. از تبریز نمی شود چون مشکلاتی در آنجا وجود دارد و نمی شود منتظر ماند.»
درمورد دیواندره آمده است: «ارتش بیشتر نیروهای خود را عقب کشیده است و فقط یک گردان رزمی از دیواندره تا سقز مستقر می باشد و این مسئله باعث تلاقی این فکر در تودة مردم مخصوصاً دیواندره و سقز گشته است که "داستان سال گذشته دارد تکرار می شود و ما چه تضمینی داریم که شما فردا همه از منطقه خارج نشوید؟ اگر مطمئن شویم که برای همیشه امنیت ما را تأمین می کنید ما با شما هستیم." و دراین مورد بایستی هرچه سریع تر پیگیری شود. دراین مورد پیشنهاد این است که اولاً، درمورد سازمان پیشمرگة مسلمان که قبلاً در دیواندره مستقر بوده، تجدیدنظر اساسی شود و رأی برحق را در نظر داشت؛ با این حساب که منطقة دیواندره عشایری می باشد؛ مثلاً ایل تیله کوه تا آن طرف مرز هم از افراد ایل پراکنده بودند و قبلاً دمکرات و کومه له از ترس اینکه "اگر یک نفر از افراد سازمان پیشمرگة قبلی را بکشیم یک ایل برعلیه ما برخواهند خاست" خیلی به دست و پا افتاده بودند و حتی برای نمونه حزب دمکرات به غلام خان و عبدالله خان نامه داده بود با مهر و امضا و دعوت به همکاری با خلق کرد کرده بود و اینها اشخاصی بودند که روی آنها ازطرف مسلمانان فشار می آمد که نباید در سازمان پیشمرگة مسلمان باشند. [به هرحال] مسئلة سازمان پیشمرگة دیواندره اگر تجزیه و تحلیل شود و دقیق کار شود می تواند حتی بدون ارتش از سنندج تا سقز امنیت را حاکم کند. ولیکن درحالت فعلی، در شهر دیواندره به سازمان پیشمرگة مسلمان با آر.پی.جی حمله می کنند و نباید به این مسائل کم بها داد. ثانیاً، گروه های گشت کوهستان از افراد داوطلب ارتش، سپاه، سازمان پیشمرگة مسلمان (که به منطقه خوب وارد هستند) به مدت دو ماه عملیات در کوهستان به طور مستمر و با قدرت به وجود آمده و اگر سازماندهی شوند، مطمئناً مسائل حل خواهد شد. ...
روحانیت (تشیع و تسنن): بایستی مسئلة روحانیت را در منطقه جدی گرفت و بودجه و نیروی مؤمن و مطمئن از حوزه ها جهت تشکیل اتحادیه یا حوزة روحانیت مبارز تشیع و تسنن اقدامات لازم صورت گیرد... البته در فکر ترتیب ملاقات روحانیون اهل سنت دیواندره با امام نیز می باشیم که اگر صورت پذیرد امکان تأثیر سخنان امام و خودِ زیارت امام شاید این برادران را متوجه مسئولیت سنگین و رهاشدن از دست شیخ گمراه شود.
سپاه دیواندره: آیا در دیواندره سپاه تشکیل می شود یا نه؟ تا به دنبال کادر بود و آیا دولت برنامه هایش را با سپاه و ارتش که به منطقه آمده اند هماهنگ نموده است یا نه؟ و اکنون جهاد سازندگی دیواندره براثر نداشتن بودجه رو به تعطیلی می رود و این خطرناک می باشد و اگر در بودجة جهاد کارشکنی شود، در
[١] سند شماره ٣٨٨٢٠ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: اسناد مناطق کردنشین (بیجار)، صص١٩٠ تا ١٨٣، گزارش گروه تحقیقات دفتر هماهنگی مناطق مرکز، ٢/٦/١٣٥٩.