روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٤٢ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٢٩ مرداد ١٣٥٩ ٩ شوال ١٤٠٠ ٢٠ اوت ١٩٨٠
جمهوری اسلامی ایران حاضر شد و اعلام داشت که دولت مطبوع وی سرکنسولگری خود را در اصفهان تعطیل نموده و کنسولگری خود را در رشت به سرکنسولگری تبدیل می نماید.»[١]
همچنین، در تماس خبرنگار سیاسی روزنامة کیهان با یک مقام وزارت خارجه، وی در پاسخ به این سؤال که چرا ایران اصرار دارد در شهر دوشنبة تاجیکستان کنسولگری داشته باشد، گفت: «شهر دوشنبه مسلمان نشین است و ما می توانیم در آنجا تبلیغات اسلامی داشته باشیم و به مردم آنجا اجازه دهیم تا از نشریات سفارت درصورت تمایل بهره مند شوند. درضمن، افراد ایرانی در تاجیکستان زیاد هستند، اما در لنینگراد ایرانی وجود ندارد و کنسولگری در آنجا هیچ کاری برای انجام دادن ندارد.» این مقام وزارت خارجه افزود: «دولت شوروی با انتقال کنسولگری جمهوری اسلامی ایران از لنینگراد به شهر دوشنبه مخالفت کرده است و دلیل مخالفت خود را چنین ذکر کرده است که در شهر دوشنبه هیچ کنسولگری خارجی وجود ندارد.» وی همچنین گفت: «ما انتظار داشتیم که این دولت یکی از کنسولگری های خود را در رشت تعطیل کند، اما با کمال تعجب این دولت کنسولگری خود در اصفهان را تعطیل کرد. در اصفهان حدود ٥٠٠ خانوادة روسی که تقریباً ٢٠٠٠ نفر می شوند به سر می برند؛ به علاوه، چون ذوب آهن در آنجا وجود دارد تعداد افراد دولت روسیه شوروی رو به افزون است، اما در رشت فقط ٧٨ خانوار حدود ٢٥٠ نفر وجود دارند. دولت شوروی باید کنسولگری خود را در اصفهان باز نگه دارد و یکی از کنسولگری های خود را در رشت تعطیل کند.» وی در خاتمه دربارة دلیل اصرار شوروی به داشتن کنسولگری در رشت، گفت: «این منطقه ازلحاظ سوق الجیشی برای شوروی خیلی مهم است؛ به علاوه، کنسولگری شوروی در رشت در نزدیکی سپاه پاسداران و ستاد نیروی دریایی قرار دارد.»[٢]
ضمیمه گزارش٣١٤: وضعیت امنیتی بیجار، دیواندره، تکاب و اطراف آن و موقعیت سپاه و نیروهای این شهرها
گروه تحقیقات دفتر هماهنگی مناطق سپاه مرکز اعزامی به بیجار، دیواندره و تکاب در گزارش مفصل خود دربارة این مناطق و وضعیت سپاه و نیروهای آن به مطالب قابل توجهی اشاره کرده است. در این گزارش دربارة تکاب آمده است:
«وضعیت شهرستان تکاب: تکاب در جنوبی ترین قسمت آذربایجان غربی قرار دارد. در اینجا چون مردم طرف دار جمهوری اسلامی می باشند، توطئة شرق و غرب با دیکتاتوری حزبی به خصوصی در منطقه پیاده شده است. در روستاها به این صورت عمل شده است که چند نفر از افراد ترسویی که برای حزب دمکرات جاسوسی می نمودند انتخاب و مسلح نموده اند سپس یک نفر از حزب را مسئول این افراد کرده اند و چون سطح آگاهی فرهنگی پایین می باشد خودبه خود زورگو می شوند. بعد اسلحه به ده آورده و مردم را مجبور می کنند که اسلحه بخرند. روستایی چون پول ندارد لذا گاو و گوسفندشان را می گیرند و اسلحه می دهند و گاو و گوسفندها را از مرز خارج می نمایند. و حتی گندمشان را به [حزب دمکرات] مهاباد [باید بدهند] و از آنجا به کجا می رود معلوم نیست. برای نمونه در روز ٢٩/٥/٥٩ پیرمردی به نام باقر بهادری از روستای امین آباد که زنش به نام زینب خزری براثر ١١ تیری که یکی از پیشمرگه های دمکرات به پایش زده، یک پایش فلج شده است، به نمایندگی ازطرف ٥٠ خانوار روستای امین آباد به سپاه مراجعه نموده بود و اعلام
[١] روزنامه کیهان، ٣٠/٥/١٣٥٩، ص٢؛ و - روزنامه اطلاعات، ٣٠/٥/١٣٥٩، ص١٥؛ و - روزنامه جمهوری اسلامی، ٣٠/٥/١٣٥٩، ص١٤.
[٢] روزنامه کیهان، ٣٠/٥/١٣٥٩، ص٢.