روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥١ - روزشمار جنگ چهارشنبه ١ مرداد ١٣٥٩ ١٠ رمضان ١٤٠٠ ٢٣ ژوئیه ١٩٨٠
١
بااینکه مدتی است تلاش هایی آشکار و پنهان، برای نزدیکی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و جریان بنی صدر شروع شده است، در روزنامه منتسب به بنی صدر، از مواضع گذشته این جریان راجع به سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، هنوز نشانه هایی به چشم می خورد. آنچه امروز در روزنامه انقلاب اسلامی درج شد، می تواند بقایای مواضع گذشته باشد و می تواند پیغامی برای رهبران سازمان باشد که برای تحقق هدف نزدیکی، به ناچار باید حداقل هایی رعایت شود.
درهرحال، در شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی به عنوان سخنگوی یک جریان اصلی حکومتی، مقالة مفصلی تحت عنوان "سخنی دربارة مجاهدین و با مجاهدین" درج شده که به انتقاد از این جریان فکری و برخی مواضع آنها پرداخته است. در بخشی از این مقاله به قلم مهدی علم الهدی با طرح این ادعا که سازمان مجاهدین خلق (منافقین) نقش شایسته ای در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کرده، چرا جایگاهی شایسته در مرحله پس از پیروزی نصیب آنها نشده، آمده است:
«قسمتی از این چرا در غفلت یا تغافل مجاهدین (منافقین) نهفته است که ضرورت بازنگری در مواضع و تجدیدنظر در خطوط کلی استراتژی و تاکتیک ها و به ویژه در اصل ایدئولوژی شان و پیراستن آن از غبار التقاط را درنیافتند و سرعت سیر انقلاب چنان بود که ناچار شدند همان برنامه های قدیم را با تاریخ جدید ادامه دهند. ندانم کاری و جهت گم کردگی ایشان در آغاز انقلاب از یک سو و عادت به مواضع و موازین قدیمی، پرشوری ناشی از جوانی - هم جوانی سنی و هم سیاسی - و از همه مهم تر، بودن مرکز ثقل رهبری انقلاب در جای دیگر، یعنی در میان روحانیت، همه دست به دست هم دادند و مجاهدین را از تصدی مسئولیت سازنده بازداشتند. محتمل تر از همه این بود که مجاهدین با میلیشیایی که داشتند پاسداری نظامی از انقلاب را بر عهده بگیرند یا جهاد سازندگی یا چیزی نظیر آن به راه اندازند؛ ... بعد از رأی به اولین رفراندم، احساس جداماندگی و ازیادرفتگی به مجاهدین دست داد. ناچار تردید و کنارکشیدن خود را با کنار گذاشته شدن یکسان گرفتند و آهنگ مخالفت با رقیبان که تصور می کردند همانا "دولت" است، ساز کردند؛ حال آنکه دولت این بار همان ملت بود و بد و خوبش مستقیماً تابع و بازتاب بد و خوب مردم بود. ... در آغاز، یعنی بعد از پیروزی انقلاب، انتظار طبیعی مردم از مجاهدین این بود که برای رعایت ادب مبارزه و آیین فتوّت هم که شده، وقتی که انقلاب پیروز شد، به خدمت رهبر انقلاب برسند و سلاح خود را ببوسند و بر زمین بگذارند و در باب انحلال یا ابقای خود و گرفتن گوشه ای از کار، از پیشگاه امام کسب تکلیف کنند. اخلاق و ادب اسلامی یعنی همین. باری، جوانی و جویایی نام و یک وسوسة نامطلوب یعنی بیم ازدست دادن تشخص خود و همرنگ جماعت شدن و رفته رفته از سر زبان ها افتادن، اجازه نداد. چقدر جای تعجب و تأسف است که نه این کار را کردند و نه راه میانه ای در پیش گرفتند، بلکه از همان اول به سیم آخر زدند. آیا این یکی از