روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٩٦ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٨ مرداد ١٣٥٩ ١٧ رمضان ١٤٠٠ ٣٠ ژوئیه ١٩٨٠
مرحوم حنیف نژاد یا سعید محسن با ما می کردند، می گفتند: "ما از شما نمی خواهیم که با ما همکاری بکنید، زیرا همکاری شما با ما سبب لورفتن ما می شود (چون ما شناخته شده بودیم و ممکن بود از این طریق ساواک به آنها پی ببرد) اما آنچه از شما می خواهیم این است که مطالعات اجتماعی و مطالعات دینی و اسلامی بکنید و به ما خوراک بدهید. ما احتیاج به ایدئولوژی داریم." بعد ما که در زندان بودیم و نهضت آزادی عملاً منحل شد و ما در شرایطی بودیم که نمی توانستیم علناً و عمومی فعالیت تشکیلاتی داشته باشیم، مجاهدین به مبارزۀ مسلحانه معتقد شدند و مبارزۀ مسلحانه جزء برنامه و رئوس نهضت آزادی نبود. از طرف دیگر، اینها مقداری از نظریات و کتاب های ما را می گرفتند، ولی صرفاً این نبود. خودشان هم اولاً واقعاً اهل تحقیق و تتبع و فعالیت و مطالعه بودند و ثانیاً کتاب های دیگر را می گرفتند و می خواندند. باوجودی که ما با هم به علت مسائل امنیتی تماس کمی داشتیم، ولی بعضی از کتاب هایشان را چه آن موقع و چه بعد، خوانده بودم. البته باید بگویم که با همۀ کتاب هایشان موافق نبودم. از همان اول باید گفت که یک خرده انحرافی (نه انحرافی که آنها را از دین خارج کند و نه انحرافی که آنها را از عقیده خارج سازد) به طرف مبانی مارکسیسم وجود داشت؛ کمااینکه من در سخنرانی هایم در مسجد قبا که تحت عنوان "آفات توحید" منتشر شده، به انحرافات آنها و نه تنها آنها بلکه خیلی ها... اشاره کردم و هنوز هم معتقدم وجود دارد. مارکسیسم چیزی است که امروزه در دنیا تأثیر فوق العاده ای بر جوانان و غیرجوانان و نتیجتاً در ایران، گذاشته است و خیلی ها ازنظر مبانی فلسفی و اقتصادی جذب آن شده اند. این آقایان هم مثل خیلی های دیگر به این چیزها توجه داشتند.
تا این حدود عقیده ای بود که آن وقت هم داشتم، ولی به هیچ وجه نمی گویم که اینها ضددین بودند، منافق بودند؛ نه، من هر شب برای اینها دعا می کنم، چون مسلمانشان می دانم، همان طورکه مرحوم طالقانی مسلمانشان می دانست. و اینها واقعاً خالصاً مخلصاً لوجه الله این مبارزه را کردند و به معنی واقعی شهید شدند. اما حالا، خوب، می دانید که بعد از فدائیان خلق این دسته بودند که بیشتر با دولت موقت درافتادند. و افکار و نظریاتشان را نمی توانم تأیید بکنم، اختلافاتی هم هست. بهشان گفتیم بیایید اینها را روشن بکنید. البته گو اینکه بعضی از کتاب هایشان را به من دادند، ولی متأسفانه فرصت نکردم که درست بخوانم و عمیقاً بتوانم انتقاد کنم؛ ولی شنیدم که راجع به قیامت یک توجیه خاصی دارند، که با اسلام جور در نمی آید. قسم نمی خورم! شنیدم. راجع به مالکیت شنیدم که اینها عقیده شان این است که اینها که در ایران هست خلاف اسلام است و باید از بین برود؛ که همان طورکه گفتم منطبق با اسلام نیست. و بعضی دیگر از نظریات که اینها را البته باید خواند و دید و با آنها بحث کرد. و متأسفانه نظر خاصی ندارم. به طورکلی با هرگونه انحراف اسلام از آن حالت اصیل، مخالف بوده و هستم و در آن خطر می دیدم.»[١]
[١] روزنامه کیهان، ٨/٥/١٣٥٩، ص١١.