روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٦ - روزشمار جنگ جمعه ٣ مرداد ١٣٥٩ ١٢ رمضان ١٤٠٠ ٢٥ ژوئیه ١٩٨٠
سرپرست فرمانداری دزفول چنین گزارش داد:
«به دنبال برنامه ریزی برای به کارگیری دیپلمه های بیکار در شهر اندیمشک، تصمیم گرفته شد که به بیکاران مجرد نیازمند ماهانه هزار تومان و متأهلین بیکار نیازمند یک هزار و پانصد تومان پرداخت گردد و برای اجرای این کار در مرکز گسترش خدماتی تولیدی و عمرانی، گروه تحقیقی به کار افتاد که این حقوق را از تاریخ ١٢ اسفندماه پرداخت کند، ولی روز شنبه ٢٥ اسفندماه، بلافاصله بعد از انتشار آگهی نتایج انتخابات شورای ملی، عده ای جلوی ایستگاه راه آهن اندیمشک تجمع کرده و قصد اشغال خط آهن جنوب را داشته و به پلیس راه آهن دستور داده شد که به علت اهمیت خط آهن، به شدت از ورود آنان به محوطۀ ایستگاه جلوگیری کنند و بعد از اینکه موفق نشدند با مسالمت وارد ایستگاه شوند، به صورت پراکنده به طرف بازار اندیمشک حرکت کرده و چند مغازه را غارت کردند. بعد از این جریان بود که به علت شکایت بازاریان مبنی بر غارت مغازه هایشان، سپاه پاسداران اقدام به دستگیری ١٠ نفر از حمله کنندگان به مغازه ها کرد. ... بعد از دستگیری آن ١٠ نفر، عده ای حدود ١٥٠ نفر اطراف سپاه اندیمشک جمع شده و شروع به پرتاب سنگ و دادن شعار به طرف سپاه کردند که عدۀ زیادی از مردم به طرف داری سپاه وارد معرکه شده و در این درگیری با پرتاب سنگ از طرفین حدود ٦٠ نفر به صورت سطحی مجروح شدند و به علت استفادۀ بعضی ها از اسلحۀ غیرمجاز نیز حدود ٦ نفر مجروح شدند. در تمامی این مراحل سپاه پاسداران آرامش خود را حفظ کرده و از هرگونه تیراندازی بیجا خودداری کردند. به دنبال این حوادث در روز ٢٦/١٢/٥٨، عده ای دوباره در اطراف سپاه تجمع کرده و به شعاردادن برعلیه سپاه پرداختند که باز مردم با آنها درگیر و حدود ٢٠ نفر را دستگیر و تحویل قاضی شرع دادند. بعد از آن، در تماسی که ازسوی اکثریت مردم صورت گرفت خواستار تأمین شهر به وسیلۀ شهربانی شدند. به دنبال این تصمیم کلیۀ پاسداران به مقر خود برگشته و از مردم خواسته شد که خیابان ها را ترک کنند تا شهربانی بتواند در شهر امنیت برقرار کند. در طول ٢٤ ساعتی که امنیت با شهربانی بود غارت مغازه ها، آتش زدن، حمله به خانه های افراد مذهبی و دستگیری آنان و ایراد ضرب وجرح به افراد مذهبی و به کاربردن سلاح غیرمجاز توسط عده ای از گروه های چپ گرا وجود داشت. در ساعت ٥ بعدازظهر روز ٢٦/١٢/٥٨، در تماسی که با معتمدین شهر و نمایندگان متظاهرین گرفته شد، خواسته های زیر را ارائه دادند: ١. اخراج پاسداران غیربومی؛ ٢. اخراج کلیۀ مسئولین غیربومی؛ ٣. آزادی بی قید و شرط کلیۀ دستگیرشدگان؛ ٤. محاکمۀ مسببین این حوادث؛ ٥. رسیدگی به کلیۀ خواسته های بیکاران؛ ٦. شهرستان شدن اندیمشک.»[١]
[١] گفتنی است که شهر اندیمشک و همۀ ارگان ها و ادارات دولتی آن تا سال ١٣٦٠، توسط افراد غیربومی که اغلب از شهر دزفول اعزام شده بودند، اداره می شد که این افراد در اغلب مواقع رفتار مناسبی با ساکنان بومی اندیمشک که از طوایف مختلف بختیاری بودند، نداشتند. همان طورکه از گزارش سرپرست فرمانداری دزفول نیز برمی آید، این شهر عملاً تابعی از شهرستان دزفول به حساب می آمد. حتی سپاه اندیمشک نیز زیر نظر سپاه دزفول اداره می شد و مهر و امضای مستقلی نداشت و فرمانده و شورای فرماندهی آن نیز تا شهریورماه سال ١٣٦٠، اغلب دزفولی بودند. دراین میان، گروه های مخالف نظام ازجمله سازمان مجاهدین خلق(منافقین) و چریک های فدایی خلق به خصوص از اختلافات قومی که از دیرباز میان این دو شهرستان وجود داشت و نیز کمبودهای ناشی از فضای حاکم بر شهر سوءاستفاده کرده و به برخوردهای قومی و گروهی بیشتر دامن می زدند. در شهریور سال ١٣٦٠، با اعزام نگارنده به عنوان فرمانده سپاه اندیمشک ازسوی فرماندهی سپاه منطقۀ خوزستان، سپاه این شهر استقلال یافت و نگارنده با اعمال سیاست بومی سازی مسئولان سپاه اندیمشک، اقدام به استحکام سپاه کرد که این امر رفته رفته به دیگر ارگان های شهری و انقلابی سرایت کرد و شهر اندیمشک تاحدود زیادی استقلال خود را بازیافت و درنتیجه، فعالیت های سوء گروه های مخالف نیز تاحد زیادی فروکش کرد.