توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٢ - رد مختار سكاكى در كلام مصنف
استعاره مصرّحه عبارتست از ذكر مشبّهبه و اراده مشبّه منتهى معناى مشبّه در اينقسم از استعاره نبايد حسّا يا عقلا تحقّق داشته باشد بلكه لازم است امر موهومى فرض شود، بنابراين مشبّهبه در غير موضوعله حقيقى خود استعمال شده در نتيجه مجاز ميباشد.
و بهرصورت وقتى استعاره تبعيّه تخييليّه نبود لازمهاش اين استكه استعاره مكنى عنها نيز مستلزم تخييليّه نباشد يعنى نبايد معترف بود به اينكه استعاره بالكنايه بدون تخييليّه يافت نميشود زيرا طبق اين فرض در مثال: نطقت الحال بكذا استعاره بالكنايه تحقّق يافته بدون استعاره تخييليّه و پرواضح استكه اين معنا يعنى عدم استلزام استعاره بالكنايه نسبت به تخييليّه امرى است كه باتّفاق ارباب ادب باطل مىباشد و آنچه اختلافى بوده اينستكه:
آيا استعاره تخييليّه مستلزم استعاره بالكنايه هست يا نيست؟
از نظر سكّاكى چنين استلزامى ثابت نبوده چنانچه در [اظفار المنيّة] كه به سبع تشبيه شده امر چنين ميباشد.
و با اين شرح و توضيحى كه داديم فساد مقاله برخى در اينجا واضح و روشن مىگردد چه آنكه بعضى گفتهاند:
مراد سكّاكى از اينكه گفتيم استعاره بالكنايه از استعاره تخييليّه منفك نميشود آنستكه استعاره تخييليّه مستلزم مكنى عنها بوده نه عكس آنكه استعاره بالكنايه مستلزم تخييليّه باشد چنانچه مصنّف چنين پنداشته است.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: بانّه ان قدر الخ: ضمير در [بانّه] و [قدّر] به