توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨ - تضعيف استدلال قائلين بمجاز عقلى بودن استعاره
مردود و ضعيف است تقرير ضعف آنستكه مىگوئيم:
ادّعاء نمودن دخول مشبّه در جنس مشبّهبه مقتضى نيست كه استعاره در موضوع له استعمال شده باشد چه آنكه بالضروره مىدانيم [اسد] در مثال [رأيت اسدا يرمى] در رجل شجاع استعمال شده در حاليكه موضوعله آن درّنده مخصوص ميباشد.
تحقيق اشكال
تحقيق اين اشكال آنستكه مىگوئيم:
ادّعاء دخول مشبّه در جنس مشبّهبه مبتنى است براينكه افراد اسد را تأويلا و مجازا دو قسم بدانيم:
قسم اوّل: افراد متعارف و آن عبارتست از حيوانى كه در كمال جرئت و پردلى و نهايت قوّت و نيرو ميباشد و اين جرئت و نيرو در جثّه و هيكل مخصوص تحقّق دارد.
قسم دوّم: افراد غير متعارف: و آن عبارتست از حيوانى كه جرئت و نيروى مذكور در آن جثّه و هيكل مخصوص نبوده بلكه در جسمى ديگر ميباشد.
البتّه لفظ [اسد] براى همان فرد متعارف وضع شده لذا استعمالش در فرد غير متعارف از قبيل استعمال لفظ در غير موضوعله ميباشد و قرينهاى كه بر اين استعمال وجود دارد مانع از اراده معناى متعارف بوده و بدين ترتيب معناى غير متعارف متعيّن و مشخّص ميباشد.