توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧ - مبحث مجاز و اقسام آن
نگرديده و بدين ترتيب در زمره مجازات داخل است.
و نيز غرض از قيد مزبور آنستكه لفظى كه داراى معناى ديگرى است از نظر اصطلاح ديگر از تعريف حقيقت خارج گردد مانند لفظ [صلاة] كه بحسب شرع در اركان مخصوصه استعمال شود زيرا بر آن صادق است كه كلمه مستعمله در غير موضوع له مىباشد منتهى بحسب اصطلاح ديگر يعنى لغت نه باعتبار اصطلاح مورد تخاطب كه شرع باشد.
و كلمه [على وجه يصح] جار و مجرور بوده و متعلّق است به [المستعملة].
و مراد از [مع قرينة عدم ارادته] عدم اراده موضوع له ميباشد.
و با توجّه باين تعريف بخوبى معلوم ميشود كه براى مجاز علاقهاى لازمست كه بين آن و معناى موضوع له باشد تا بدين ترتيب استعمال صحيح تحقّق يابد.
مصنّف اين قيد (قيد على وجه يصح) و اشتراط علاقه را بخاطر آن اعتبار نمود تا از تعريف مجاز غلط خارج شود بنابراين گفتن: خذ هذا الفرس درحاليكه به كتاب اشاره ميشود مجاز نيست زيرا اين استعمال به طور صحيح صورت نگرفته است.
و نيز بايد توجّه داشت كه قيد [مع قرينة عدم ارادته] به منظور اخراج كنايه از تعريف مجاز ميباشد زيرا در كنايه اگرچه كلمه در غير موضوع له استعمال شده ولى اراده موضوع له از آن ممكن و جائز است.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: المجاز فى الاصل: يعنى فى اللغة.