توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١ - بطلان قول قائلين به دلالت ذاتى الفاظ
براى معنائى كه در آن نرمى و رخاوت ملحوظ شده وضع كند و در صورتيكه حروف واجد صفت شدّت باشند آنرا براى معنائى كه از شدّت و سختى برخوردار است جعل و تعيين نمايد فلذا مىبينيم واضع حكيم لفظ فصم را كه از فاء يعنى حرف واجد صفت رخاوت تركيب شده براى شكستن شئ بدون انفصال اجزائش از هم كه نوعا اين قبيل شكستنها بىصدا ميباشند وضع نموده چنانچه لفظ قصم را كه با قاف يعنى حرف شديد ميباشد براى شكستن شئ با انفصال اجزاء از هم كه غالبا همراه با صدا است وضع كرده پس همانطوريكه ملاحظه ميشود بين لفظ و معنا كمال مناسبت مراعات گرديده است.
و امّا خواصّ هيئات الفاظ:
هيئات الفاظ نيز خواصّ و اوصافى دارند كه با در نظر گرفتن آنها كلمه را براى معنا بايد وضع و جعل كرد مثلا اگر كلمهاى داراى هيئت متحرك باشد حتما معناى آن نيز بايد امرى باشد كه واجد چنين خصوصيّتى بوه و حركت در آن لحاظ و اعتبار شده باشد لذا حضرات گفتهاند وزن فعلان و فعلى به حركت فتحه در فاء و عين براى معانى مىآيد كه در آنها حركت و جهش ميباشد همچون: نزوان يعنى جهيدن نر بر روى ماده و حيدى يعنى حمارى كه داراى نشاط بوده و رقصكنان حركت نمايد.
يا مثال كلمهاى كه مضموم العين باشد دلالت دارد بر افعال طبيعيّهاى كه لازم باشند چه آنكه ضم صفتى است كه حكايت از عدم انبساط و فقدان تعدّى ميكند لذا مناسب با آن اينستكه معناى چنين لفظى فعل طبيعى لازم ذات باشد همچون: شرف و كرم كه بر شرافت و كرامت دلالت نموده و ايندو از افعال طبيعت و لازمه ذات ميباشند.