توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢ - بطلان قول قائلين به دلالت ذاتى الفاظ
قوله: يعنى ذهب بعضهم الى انّ الخ: مقصود از [بعض] عباد بن سليمان صميرى است.
قوله: مناسبة طبيعيّة: يعنى مناسبت ذاتيّه.
قوله: كدلالته على اللّافظ: ضمير در [دلالته] به لفظ راجع است و مقصود از [لافظ] وجود لافظ و سخنگو مىباشد.
قوله: لانّ ما بالذّات لا يزول بالغير: مقصود از [ما بالذات] معنا بوده و از [غير] قرينه ميباشد.
قوله: و لامتنع نقله من معنى الى معنى آخر: ضمير در [نقله] به لفظ راجع است.
قوله: بحيث لا يفهم منه: ضمير در [منه] به لفظ راجع است.
قوله: صرفه عن ظاهره: ضمير منصوبى در [صرفه] و ضمير مجرورى در [ظاهره] به القول بدلالة اللفظ راجع است.
قوله: علمى الاشتقاق و التصريف: علم اشتقاق علمى است كه از الفاظ مفرد از حيث اينكه بعضى از آنها منتسب به بعضى بوده بحث مىكند.
و علم تصريف علمى استكه از الفاظ مفرد از حيث اصالت حروف و زيادى آنها، صحّت و اعتلالشان گفتگو مىكند.
قوله: خواص بها تختلف: ضمير در [بها] به خواص و در [تختلف] به حروف راجع است.
قوله: كالجهر: جهر عبارتست از خروج حرف از دهان با صداى قوى و اهل فنّ گفتهاند با وقف بر حرف بعد از همزه ميتوان بآن علم پيدا نمود همچون: اب و اخ و ام.