توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٩ - مردود بودن تفسير سكاكى نسبت به استعاره بالكنايه در كلام مصنف
مرگ بوده نه غير آن و حال آنكه استعاره نبايد اينطور باشد چه آنكه سكّاكى خود استعاره را اينطور تفسير و بيان كرده:
استعاره عبارتست از اينكه يكى از دو طرف تشبيه را ذكر نموده و بواسطه آن طرف ديگر را اراده ميكنند و طبق اين تفسير نبايد در استعاره بالكنايه از لفظ مشبّه معناى حقيقى آن مراد باشد.
البتّه جاى اين سئوال در اينجا هست كه گفته شود:
اگر از [منيّه] بگفته سكّاكى معناى حقيقى آن مراد باشد پس اضافه اظفار بآن چه معنا دارد؟
مصنّف در جواب اين سئوال مىگويد:
اضافه مثل [اظفار] قرينه براى تشبيهى است كه در نفس مضمر است يعنى تشبيه [منيّه] به [سبع].
جواب بعضى از ادباء از اعتراض مصنف بر سكاكى
سپس شارح گويد:
اين اعتراض، از محكمترين اعتراضات مصنّف به سكّاكى است ولى برخى از آن باينگونه جواب دادهاند:
در استعاره بالكنايه اگرچه بلفظ مشبّه مانند [منيّه] تصريح شده ولى مقصود از آن سبع و درّنده ادّعائى است چنانچه سكّاكى خود به اين مطلب در كتاب مفتاح اشاره نموده و گفته:
ما در استعاره بالكنايه لفظ [منيّه] را اسم براى سبع و مرادف آن قرار ميدهيم يعنى [منيّه] را از باب مبالغه در جنس سبع داخل ميكنيم