توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٦ - اشكال ديگر مصنف بسكاكى
التشبيه ( هو المشبّه) و يراد به المشبّه به ( على انّ المراد بالمنية) فى مثل انشبت المنيّة اظفارها هو ( السّبع بادّعاء السّبعيّة لها) و انكار ان يكون شيئا غير السبع ( بقرينة اضافة الاظفار) الّتى هى من خواصّ السّبع [اليها] اى الى المنيّة فقد ذكر المشبه و هو المنيّة و اراد به المشبه به و هو السبع فالاستعارة بالكناية لا تنفك عن التخييليّة بمعنى انّه لا توجد استعارة بالكناية بدون الاستعارة التّخييليّة لان فى اضافة خواص المشبه به الى المشبه استعارة تخييليّة.
ترجمه
مصنّف گويد:
مقصود سكّاكى از استعاره بالكنايه اينستكه طرف مذكور در كلام فقط مشبّه باشد چنانچه مراد از [منيّه] سبع و درّنده است بادعاء اينكه سبعيّت براى آن ثابت مىباشد و قرينه آن اضافه به منيّه ميباشد.
شارح گويد:
مراد سكّاكى از استعاره بالكنايه آنستكه طرف مذكور از دو طرف تشبيه، مشبّه بوده و از آن مشبّهبه اراده شده باشد مثلا در مثال:
انشبت المنيّة اظفارها (مرگ چنگالهايش را فروبرد).
مقصود از [منيّه] سبع است بادّعاء اينكه سبعيّت براى آن ثابت بوده و انكار ميكنيم كه مرگ چيزى غير از درّنده باشد و قرينه بر آن اضافه شدن اظفار بآن است چه آنكه اظفار از خواصّ سبع و درّنده ميباشد، پس در اينمثال مشبّه يعنى منيّه ذكر شده و از آن مشبّهبه يعنى سبع اراده گرديده است، پس استعاره بالكنايه هيچگاه از استعاره تخييليّه جدا و منفكّ نيست به اينمعنا در هيچ موردى امكان ندارد كه استعاره بالكنايه بدون استعاره تخييليّه يافت شود زيرا لازمه تحقّق يافتن استعاره بالكنايه