توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٠ - تقسيم ديگر براى استعاره غير از تقسيم باعتبارات گذشته
در اين بيت شاعر [رداء] را براى [عطاء] استعاره آورده زيرا عطاء آبروى صاحبش را حفظ مىكند همانطوريكه رداء آنچه را كه بر رويش مىافتد مصون مىدارد.
سپس شاعر [رداء] را به [غمره] كه با عطاء مناسبت دارد نه [رداء] توصيف نموده و اين توصيف بمنظور مجرّد قرار دادن استعاره بوده و قرينه در آن سياق كلام يعنى كلام بعدى شاعر [اذا تبسّم ضاحكا] ميباشد.
و معناى عبارت مذكور، اذا تبسّم حالكونه شارعا فى الضحك، آخذا فيه ميباشد.
ناگفته نماند آنچه مصنّف از قول شاعر در متن آورده مقدارى از آن بوده و تمامش يعنى مصرع بعدى: غلقت رقاب المال مىباشد و همانطوريكه اشاره شد معناى بيت اينستكه:
اذا تبسّم غلقت رقاب امواله فى ايدى السّائلين.
كلمه [غلقت] يعنى بسته شده چه آنكه وقتى ميگويند:
غلق الرّهن فى يد المرتهن قصدشان اينستكه مال گروئى در دست گيرنده گرو قرار گرفته و گروگذارنده قادر بر رها كردن آن نيست.
و قسم سوّم را استعاره مرشّحه نامند چنانچه مصنّف در تفسير آن گفته است:
استعاره مرشّحه آنستكه با چيزى كه مناسب مستعارمنه است مقرون باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
اولئك الّذين اشتروا الضّلالة بالهدى فما ربحت تجارتهم .
ايشان كسانى هستند كه گمراهى را به هدايت خريدند، پس