توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٩ - تقسيم ديگر براى استعاره غير از تقسيم باعتبارات گذشته
زيرا استعاره يا با چيزى كه مناسب متسعارله و مستعار منه باشد مقرون نيست و يا با آنچه مناسب مستعارله بوده مقارن است و يا با چيزى كه با مستعارمنه ملائم و مناسب است مقرون ميباشد.
قسم اوّل را استعاره مطلقه گويند چنانچه مصنّف نيز دربارهاش گفته:
استعاره مطلقه آنست كه نه با صفت و نه با تفريع مقرون باشد.
منظور وى از تفريع، تفريع كلام بچيزى است كه با مستعارله و مستعارمنه مناسب باشد مانند: عندى اسد.
در اينمثال لفظ [اسد] استعاره آورده شده براى رجل شجاع و با آن نه صفتى همراه بوده و نه لفظى كه با مستعارله و مستعارمنه تناسبى داشته باشد.
لازم بتذكّر است كه مقصود از [صفت] صفت معنوى است يعنى معنائى كه قائم بغير است نه صفت و لغت نحوى كه يكى از توابع پنجگانه محسوب ميشود.
استعاره مجرّده آنست كه با آنچه مناسب مستعارله است مقرون باشد مانند آنچه در قول عبد الرحمن بن اسود آمده است:
|
غمر الرّداء اذا تبسم ضاحكا |
غلقت لضحكته رقاب المال |