الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٤ - وجه چهارم
استفاده شده.
برخى گفتهاند:
اين لغت (آمدن ام بجاى الف و لام بر سر اسماء) مختص است باسمائى كه لام تعريف در حرف اوّل آنها ادغام نميشود مانند غلام و كتاب (يعنى حرف اوّل آنها شمسى نيست) بخلاف رجل و ناس و لباس.
ولى برخى از طلايّب يمن براى ما اينطور حكايت نمود كه خود در بلاد اهل يمن شنيده كه ايشان مىگويند:
خذ الرّمح و اركب امفرس (نيزه بگير و بر اسب سوار شو).
و شاهد اين لغت بعضى از ايشان بوده و همگان بآن تفوّه نمىكنند مگر به بيت سابق و حديث مذكور توجه نمىكنى كه « ام » بر سر هم دو اسم (چه اسمى كه اولش حرف شمسى دارد مانند صيام و سفر و چه اسمى كه اولش حرف قمرى دارد نظير « برّ » ) داخل شده پس تفصيلى كه گذشت بنظر صحيح نميرسد.
شرح
قوله: ان تقع زائده: يعنى بودن و نبودن ام در كلام هيچ نقشى نداشته و معناى كلام با اسقاطش تغييرى نكند.
قوله: يا ليت شعرى و لا منجى من الهرم:
الكلام الغني،شرح فارسى بر باب اول مغنى ؛ ج١ ؛ ص٣٣٤
تجزيه و تركيب
يا: حرف تنبيه يا حرف نداء و منادى محذوف است.
ليت: از حروف مشبهة بالفعل.
شعرى: مضاف و مضافاليه، اسم براى « ليت » و خبرش « علىّ حاصل» است كه محذوف مىباشد.
واو: حاليه.