الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٨ - قسم سوم از اقسام ان حرفيه
زيرا بعد از « ان » جمله نيامده بلكه كلمه مفرد قرار گرفته است و در اينگونه از عبارات و جملات بجاى « ان » بايد « اى » گذارد يا اصلا حرف تفسير را ترك نمود.
ناگفته نماند اينكه گفته شد بعد از « ان » مىبايد جمله بيايد فرقى نيست بين اينكه جمله فعليّه بوده همچون مثال گذشته يا اسميّه باشد مانند: كتبت اليه ان ما انت و هذا.
كه در اين عبارت بعد از « ان » جمله اسميه قرار گرفته است.
ج: شرط سوّم اينستكه در جمله قبل از « ان » بايد معناى قول باشد چنانچه مثالش گذشت و از همين قبيل است آيه شريفه:
و انطلق الملاء منهم ان امشوا ( گروهى از سران ايشان رأى دادند كه راه خود را ادامه دهيد).
شاهد در جمله « انطلق » است كه معناى قول دارد لذا لفظ « ان » بعد از آن مفسّره مىباشد.
و دليل ما بر اين گفتار آنستكه « انطلق » در اينجا بمعناى « مشى » و راه رفتن نيست بلكه مقصود از آن انطلاق زبان و گشودن آن باينكلام مىباشد چنانچه منظور از « مشى » در اين آيه نيز مشى متعارف نبوده بلكه از آن استمرار بر چيزى و ثابتقدم بودن در آن اراده شده است سپس مصنّف گويد:
زمخشرى پنداشته كه لفظ « ان » در آيه شريفه: ان اتّخذى من الجبال بيوتا ( اخذ كن از كوهها خانههائى را) مفسّره است ولى ابو عبد اللّه رازى اينمقاله را ردّ كرده و گفته است:
قبل از آن: و اوحى ربّك الى النحل بوده و وحى باتّفاق مفسّرين در اينجا بمعناى الهام است و در الهام معناى قول نيست.
سپس ابو عبد اللّه رازى گفته:
« ان » در اين آيه شريفه مصدريه است بنابراين تقدير آيه شريفه چنين است:
و اوحى ربّك الى النّحل باتخاذ الجبال بيوتا.