الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥ - رأى اخفش و نظريه محققين از ادباء
رأى اخفش و نظريه محققين از ادباء
اخفش معتقد است حذف همزه در حال اختيار قياسى است مشروط باينكه خوف اشتباه در بين نباشد، وى فرموده حقتعالى يعنى:
و تلك نعمة تمنّها علىّ ( و آن نعمتى است كه بر من منّت مىنهى).
و نيز: هذا ربّى ( اين پروردگار من است) را كه در سه موضع تكرار شده بر همين معنا (حذف همزه) حمل كرده است ولى ارباب تحقيق مىگويند: كلام در دو آيه مذكور خبر است و اينگونه از عبارات را كسانى مىگويند كه از خصم و طرف مقابل خود انصاف خواسته بااينكه مىدانند كلام مذكور باطل و غير واقع مىباشد لذا سخن خصم را حكايت نموده و سپس در مقام ابطال آن با حجّت و برهان آنرا بروى تكرار مىكنند.
سپس مصنف در مقام استيناس با مورد بحث برآمده و مىگويد:
ابن محيصن آيه شريفه:
سواء عليهم أنذرتهم ام لم تنذرهم ( مساوى است برايشان بترسانى آنها را يا نترسانى) بدون همزه استفهام قرائت كرده و نگفته: أأنذرتهم الخ و اين قرائت مويّد است براى حذف همزه و همچنين مؤيد ديگر كلام حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلم به جبرئيل عليه السلام مىباشد. و آن اينستكه وقتى جبرئيل گفت مؤمن به بهشت داخل مىشود.
حضرت فرمودند: و ان زنى و ان سرق؟ آيا اگرچه زنا و سرقت نموده باشد؟
جبريل عرض نمود: و ان زنى و ان سرق. اگرچه مرتكب زنا و سرقت شده باشد.
شاهد در « و ان زنى الخ» كه كلام حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم است بوده كه تقديرش: او ان زنى الخ مىباشد.
شرح
قوله: و الالف اصل ادوات الاستفهام: مقصود از اصل بودن همزه براى استفهام