الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٨ - وجه چهارم از اقسام«ان» حرفيه
سبيل: مجرور به « فى » متعلق به « نقاتل » ، مضاف.
اللّه: مضافاليه.
قوله: و قال غيره: يعنى غير از خفش از ادباء ديگر.
قوله: هى فى ذلك مصدريّة: ضمير « هى » به « ان » راجع بوده و مشاراليه « ذلك » غير مواضع چهارگانه مىباشد.
قوله: ضمّن ما لنا معنى ما منعنا: يعنى « ما لنا» معناى « ما منعنا» را دارد لذا همچون « منع » . به دو مفعول متعدّى مىشود.
قوله: و فيه نظر: يعنى و فى كلام قيل نظر.
قوله: لانّه لم يثبت اعمال الجار و المجرور: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد و مقصود از « جار و مجرور» « لنا » است و از « مفعولبه » ان و صلهاش مىباشد.
قوله: و لانّ الاصل الّا تكون لا زائدة: بنابراينكه در « ما لنا» معناى « ما منعنا» تضمين شده باشد كلمه « لا » را بايد در دو آيه زائد گرفت تا معناى صحيح از آن استفاده شود و چنانچه قيل باين معنا معترف و مقرّ مىباشد، حال مصنّف مىگويد:
اشكال ديگر بكلام قيل آنستكه اصل در « لا » آنستكه زائده نباشد پس تضمين « ما منعنا» در « ما لنا» صحيح نيست.
قوله: ان الاصل و ما لنا فى ان لا نفعل كذا: يعنى « ان » با صلهاش منصوب بنزع خافض مىباشند چون در اصل « فى » بر سرش درآمده بوده و بعدا حذف شده و پرواضح است حذف « فى » از ابتدأ « ان » امرى است قياسى.
قوله: و انّما لم يجز للزائده الخ: يعنى اينكه اخفش اجازه داد « ان » در غير مواضع چهارگانه زائده بوده و معذلك عمل نصب در مضارع بكند درست نبوده و كلام مورد اعتمادى نيست و از نظر ما بىاعتبار است و ما ابدا اجازه نمىدهيم كه « ان » زائده در فعل مضارع عمل نصب كند و قياسى كه وى نمود و عمل « ان » زائده را همچون عمل « من » و « باء » زائده قرار داد بىمدرك بوده و اين قياس مع الفارق است زيرا « من » و « باء »