الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٧ - قسم سوم از اقسام ان حرفيه
فاوحينا اليه ان اصنع الفلك ( پس به حضرت نوح عليه السلام وحى كرديم كه كشتى بساز) شاهد در « ان » است كه تفسير « اوحينا » را مىنمايد.
و نظير:
و نودوا ان تلكم الجنّة ( نداء شوند اين است بهشتى كه از اعمال صالح خود بارث يافتيد) شاهد در « ان » است كه « نودوا » را تفسير مىكند.
و احتمال دارد « ان » در ايندو آيه شريفه مصدريّه باشد يعنى قبل از آن حرف جرّ مقدر بگيريم در نتيجه « ان » در آيه اوّل دو حرفى بوده (مصدريّه) مىباشد و در دوّمى از مثقله مىباشد زيرا بر جمله اسميّه داخل شده است.
و از كوفيون نقل شده كه ايشان « ان » مفسّره را منكر شدهاند و اين رأى از نظر ما وجيه و پسنديده مىباشد زيرا وقتى گفته شد:
كتبت اليه ان قم مسلّما « قم » نفس « كتبت » نيست ولى « الذهب » نفس « العسجد » است در مثال: هذا عسجد اى ذهب فلذا در مثال « كتبت اليه ان قم» اگر بجاى « ان » لفظ « اى » تفسيريّه بگذاريم مقبول طبع نيست و ابدا ذوق سليم آنرا نمىپسندد.
شرائط ان مفسّره از نظر مثبتين آن
« ان » مفسّره نزد آنانكه به ثبوتش قائلند شروطى دارد كه ذيلا بيان مىكنيم:
الف: شرط اوّل اينكه بايد مسبوق بجمله باشد يعنى قبل از آن جمله قرار گرفته باشد و بخاطر همين است كه قول آنانكه در آيه شريفه:
و آخر دعواهم ان الحمد للّه ( و آخرين سخنان ايشان حمد پروردگار عالميان است).
« ان » را مفسّره قرار دادهاند مورد تخطئه قرار گرفته است زيرا پيش از « ان » جمله قرار نگرفته است.
ب: شرط دوّم اينكه بعد از آن نيز جمله بايد قرار گرفته باشد لذا جايز نيست بگوئيم: ذكرت عسجدا ان ذهبا (عسجد را ذكر كردم كه عبارت باشد از طلا).