الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٠ - جواب مصنف از استدلال دوم ابو حيان
و الخامسة ان غضب اللّه عليها ( بار پنجم زن بگويد: عضب الهى بر من باشد ...) لازم مىآيد زيرا « ان » مخفّفه از مثقله است و طبق اعتقاد ابو حيان اين قسم از « ان » مصدريه بوده و مىبايد « غضب اللّه» را كه در مقام دعاء ايراد شده به مصدر تأويل ببرد و پرواضح است كه در صورت تأويل رفتن بمصدر مفيد معناى دعاء نيست زيرا مصدر مفهم معناى دعاء نبوده مگر تنها در جائيكه مفعول مطلق باشد مانند: سقيا و رعيا.
جواب مصنّف از استدلال دوّم ابو حيّان
مصنّف گويد:
در جواب از استدلال دوّم ابو حيّان مىگوئيم:
فاعليّت و مفعوليّت فعل امر از اينجهت در دو مثال سابق الذكر ممنوع است كه تعليق اعجاب و كراهت بفعلى كه معناى انشاء دارد يعنى امر بىمعنا است نه آنكه مانع صله قرار گرفتن امر براى « ان » باشد لذا اگر غير از « اعجاب » و « كراهت » فعل ديگرى را قبل از « ان قم» بياوريم كه تعليق آن بر انشاء صحيح بوده و مفيد معنا باشد ابدا مجرّد صله قرار گرفتن امر براى « ان » مانع محسوب نشده و عبارت صحيح مىباشد.
از اين گذشته شايسته است ابو حيان مصدرى بودن « كى » را نپذيرد زيرا اينحرف با صلهاش نيز به فاعل واقع شده و نه مفعول بلكه صرفا مجرور بواسطه « لام تعليل» مىباشد.
سپس مصنّف گويد:
از امورى كه موجب حصول قطع ببطلان مقاله ابو حيان است حكايتى است كه سيبويه نموده و گفته است اهل لسان جمله: كتبت اليه بان قم را استعمال مىكنند و همانطورى كه ملاحظه مىكنيم فعل « امر » در اينجمله صله براى « ان » قرار گرفته است.
البته ابو حيّان از اينمثال جواب داده و گفته: باء احتمالا زائد باشد مانند باء زائده كه در قول راعى نميرى آمده:
|
هن الحرائر، لا ارباب اخمرة |
سود المحاجر لا يقرأن بالسّور |