الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٩ - جواب جمهور از استدلال كوفيون
تقرى: فعل مضارع، مفرد، مؤنث، حاضر، منصوب به « ان » در تأويل مصدر، محلا مجرور است به « من » و متعلق به « بدّا » .
به: جار و مجرور، متعلق به « تقرى » .
بدّا: مفعول است براى « لم تجدى».
قوله: و قال الخليل: مقصود خليل بن احمد فراهيدى است كه از ائمّه لغت و نحو و ادب است، در ترجمهاش گفته شده كه او واضع علم عروض بوده و صاحب معجم اللّغه بنام « العين » مىباشد، وى را استاد و شيخ سيبويه دانستهاند.
قوله: و ان احد من المشركين استجارك : آيه (٦) از سوره توبه.
تجزيه و تركيب
ان: حرف شرط، عامل جزم، مبنى.
احد: فاعل است براى فعل محذوف كه « استجارك » مفسّر آن مىباشد و آن فعل محذوف شرط بوده و جوابش « فاجره » است.
من: حرف جارّ.
المشركين: مجرور به « من » ، متعلق به استقر، صفت براى « احد » .
استجارك: فعل و فاعل و مفعول، مفسّر براى فعل شرط مقدّر.
قوله: و على الوجهين: مقصود اقامه سبب مقام المسبّب و تبيّن مىباشد.
قوله: يتخرّج: يعنى حمل ميشود.
متن:
( أن) المفتوحة الهمزة الساكنة النون
على وجهين: اسم، و حرف.
و الاسم على وجهين: ضمير المتكلّم في قول بعضهم « أن فعلت»