الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤ - مسئله چهارم در بيان عمل اذن
ترجمه:
مسئله چهارم در بيان عمل اذن
عمل اذن عبارتست از نصب دادن بفعل مضارع و آن مشروط به سه شرط است:
١- آنكه اذن در صدر كلام واقع شود.
٢- فعل مضارع بمعناى استقبال باشد.
٣- اذن متّصل به فعل مضارع باشد يعنى بين آندو فاصله نبوده يا اگر از هم منفصل آمدهاند بينشان قسم يا لاء نافيه قرار گرفته باشد فلذا مىگوئى:
اذن اكرمك.
در اينمثال هرسه شرط جمع بوده از اينرو اذن به اكرمك نصب داده است.
و اگر بگوئى: انا اذن اكرمك مىبايد « اكرمك » را با رفع بخوانى زير تصدير يعنى در صدر واقع شدن « اذن » فوت شده است.
سؤال
بسا در عبارات و كلمات فصحاء ديده شده بااينكه « اذن » در صدر كلام نيامده فعل مضارع بعدش منصوب شده است پس معلوم ميشود تصدير شرط نصب نيست مانند آنچه در قول شاعر آمده.
|
لا تتركنى فيهم شطرا |
انّى اذن اهلك او اطيرا |
يعنى: مرا در ميان ايشان غريب و دور از وطن مگذار زيرا در اين هنگام يا هلاك شده و يا پرواز مىكنم.
شاهد در « انّى اذن اهلك» استكه اذن بااينكه در صدر كلام قرار نگرفته به اهلك نصب داده است.
جواب
مصنّف در جواب اين سؤال مىگويد:
اما قول شاعر بايد بگوئيم كه مؤوّل است يعنى بايد آنرا توجيه كرد و شرح آن